X
تبلیغات
رایتل
+ سجاد پنج‌شنبه 25 شهریور 1395 12:53

 اشاره:
مدتهاست که در محافل سیاسی ایران از اتاق فکر سخن گفته می شود و افرادی با آن مخالفت کرده و آن را معادل منبع توطئه دیده و گروهی دیگر نظیر صاحب این قلم از این پدیده دفاع کرده و آن را برای نظام اجرایی کشور مفید تلقی می کنند.
اما شاید لازم بود پیش از طرح بحث اتاق فکر و یا حداقل همزمان با طرح این بحث تعریف، تاریخچه و انواع اتاق فکر مورد تحلیل، تبیین و بازشناسی قرار می گرفت. در همین راستا نوشتار حاضر کوشیده است مقدمه ای بر این باب باشد.
تعریف اتاق فکر
اتاق فکر معادلی است که برای اصطلاح فرنگی (Tink Tank) ابداع شده، هرچند از عباراتی چون مخزن فکر هم بهره گرفته شده است ولی اتاق فکر مناسب تر به نظر می رسد.
در تعرف اتاق فکر هم گفته اند: اتاق فکر موسسه یا سازمانی تحقیقاتی است که ایده ها یا مشاوره هایی را حول محور مسائل سیاسی، تجاری، و نیز پاره ای از مسایل مرتبط با امور نظامی ارائه می کند و غالباً در ارتباط کاری با موسسات و مراکز دانشگاهی، لابراتوارهای نظامی، شرکت ها یا مراکز سیاسی می باشند.
معمولا هم این اصطلاح به طور خاص بر سازمان هایی اطلاق می شود که از تئوریسین ها و روشنفکران صاحب تحلیل حمایت می کند یعنی از اندیشمندانی که در تلاشند تا تحلیل ها یا توصیه های سیاسی (سیاستنامه هایی) را برای مراکز تصمیم گیری تهیه کنند.
تاریخچه اتاق فکر
از زمانی که اصطلاح اتاق فکر در دهه پنجاه میلادی پدید آمد بحثی وجود دارد که اولین اتاق فکر با توجه به شاخصه های تعریف شده کدام بوده است؟
فعلا دو کاندیدا برای عنوان "اولین اتاق فکر" وجود دارد: انجمن نایبانی در انگلستان که به سال 1882 برای پیشبرد تدریجی تغییرات اجتماعی تاسیس شد و موسسه بروکینگز که به سال 1916 در ایالات متحده به وجود آمد.
البته می دانیم که ابتداو اساساً اصطلاح اتاق فکر اشاره به سازمان هایی داشت که مشاوره های نظامی ارایه می کردند، نظیر موسسه رند (RAND) که در سال 1945 شکل گرفت.
تا دهه 70 میلادی تعداد اتاق های فکر چندان زیاد نبود و این تعداد محدود نیز عمدتا پیرامون مسایل نظامی و غیرسیاسی به دولت آمریکا مشورت می دادند. این ************** تحقیقاتی دولتی بهره می بردند. از سال 1970 به بعد ناگهان به صورت انفجاری تعداد اتاق های فکر رو به افزایش گذاشت به صورتی که تعداد بسیار زیادی از اتاق های فکر کوچکی پدید آمد که در همه زمینه ها من جمله مسایل حزبی، سیاسی و دیدگاه های ایدئولوژیکی به ابراز نظر می پرداختند.
ریشه شناسی
گفته می شود تا دهه 1940 بیشتر اتاق های فکر با عنوان موسسه شناخته می شدند. در دوران جنگ جهانی دوم به جای اتاق فکر (TINK TANK) از اصطلاح (IRAN BOXES) استفاده می شد عبارت (TINK TANK) در اصطلاح عرف عام دوران جنگ آمریکا بر اتاق هایی اطلاق می شد که استراتژیست ها در آن پیرامون طراحی اقدامات جنگی بحث می کردند.
اولین بهره گیری ثبت شده از این عبارت که به اتاق های فکر نوین اشاره می کرد به 1959 باز می گردد تا دهه 60 اساسا این عبارت به موسسه رند و سایر گروه هایی اطلاق می شد که با نیروهای مسلح کار می کردند. اما در دوران جدید، اتاق فکر به طیف گسترده ای از موسسات گفته می شود که در زمینه های بازاریابی تا روابط عمومی به ویژه در حوزه روابط بین الملل فعالیت می کنند.
انواع اتاق فکر:
1) اتاق های فکر در آمریکا: اتاق فکر در ایالات متحده نقش بسیار مهمی را در شکل دهی سیاست داخلی و بین المللی بازی می کند. این اتاق های فکر در ایالات متحده عمدتا ادعا می کنند که منبع درآمدی آنها کمک مالی افراد خصوصی (هبه) است لذا افراد درگیر در مباحث جنجالی در اتاق های فکر احساس راحتی بیشتری نسبت به کارکنان موسسات دولتی دارند.
2) اتاق های فکر در چین: در جمهوری خلق چین اتاق های فکر معدودی وجود دارندکه توسط منابع دولتی تغذیه می شوند لذا امکان ورود جدی به بحث های چالشی را ندارند اما روابطی میان آنها و اتاق های فکر سایر کشورها به وجود آمده و داد و ستد فکری با آنها آغاز شده است.
3) اتاق های فکر در انگلیس: وضعیت اتاق های فکر در انگلیس مشابه آمریکا بوده و ارتباط زیادی میان اتاق های فکر این دو کشور وجود دارد.
4) اتاق های فکر در آلمان: در آلمان بیشتر احزاب سیاسی ارتباط مناسبی با اتاق های فکر ندارند اما بنیادهایی وجود دارند که در جایگاه اتاق فکر با احزاب همکاری می کنند. مثلاً بنیاد کنراد آدنائر با حزب (CDU) یعنی حزب اتحاد دموکرات مسیحی کار می کند. یا بنیاد فردیش ایرت یا حزب (SPD) با حزب سوسیال دموکرات همکاری دارد، حزب سبزها هم از همکاری بنیاد هاینریش بول و حزب چپ هم از همکاری بنیاد رزالوکزامبورگ بهره می گیرد.
منتقدان اتاق های فکر:
پدیده اتاق فکر دارای منتقدانی نیز هست مثلاً رالف نیدر فعال سیاسی آمریکایی و کاندیدای حزب سبز برای انتخابات ریاست جمهوری در سال های 1996 و 2000 میلادی و کاندیدای مستقل در سال 2004 بر آن است که اتاق های فکر به دلیل وابستگی به منابع مالی بنیادهای خصوصی، ممکن است که نتایج تحقیقاتشان را به سوی منافع آن موسسات انحراف دهند، بعضی از منتقدان هم معتقدند که اتاق های فکر ممکن است به چیزی مشابه ابزارهای تبلیغی تبدیل شوند که تحقیقات علمی را در خدمت تبلیغات سیاسی ایجاد کنندگانشان قرار دهند، بعضی هم اتاق های فکر را متهم می کنند که به عنوان نوعی لابی در خدمت شکل دهی افکار عمومی به نفع افراد و سازمان های ذی نفع در می آیند.
اتاق فکر در ایران
در سایت نیرا که لیست اتاق های فکر را منتشر کرده است ایران فقط در بخش خود یک نام را دارد ان هم مرکز مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت خارجه است که آدرس اینترنتی ذکر شده در آن فهرست نیز به جای آنکه ما را به *** متصل کند به شرکت مهندسی رهنمون می شود.
البته بی گمان تعدادی اتاق فکر به صورت موسسات تحقیقاتی در ایران پدید آمده است ولی فقر شدید در این زمینه تا حدی است که به هیچ وجه نیاز مراکز تصمیم گیری را برطرف نمی سازد. از این رو، بر این باورم که باید سرمایه گذاری خردمندانه ای برای ایجاد اتاق های فکر صورت پذیرد تا به نحو صحیح تمامی سرمایه اندیشه و تجربه اندیشمندان ایرانی در خدمت تصمیم سازان کشور قرار بگیرد.
اتاق فکر از فلسفه تا ضرورت
دردنیای امروز، فرآیند سیاستگذاری و تصمیم گیری در سطوح مختلف به سازماندهی ویژه ای نیاز دارد. تحولات سریع جهانی و ابعاد روزافزون توسعه از عواملی هستند که ضرورت تدوین سریع سیاست ها و الگوهای تصمیم گیری را به ویژه در کشورهای در حل توسعه مشخص می کنند، امری که بدون استفاده وسیع از ایده های نو و مستندسازی و جمع بندی تجارب و نظرات خبرگان و افراد خلاق میسر نیست.
سیاستگذاری به زبان ساده از سه بخش: شناسایی وضع موجود، شناسایی آینده های ممکن و مطلوب و در نهایت مشخص کردن راه ها و رسیدن از وضع موجود به آینده ممکن و مطلوب تشکیل شده است. بنابراین تعریف مشخص می شود که سیاستگذاری امری بسیار پیچیده و حساس است.
کانون فکر، نوعی سازمان ویژه برای تفکر و پژوهش در زمینه سیاست سازی و تصمیم سای است که بر اصل جمع اندیشی یا ایده پردازی جمعی استوار است.
کانون های تفکر با انجام مطالعات بین رشته ای و با بکارگیری کارشناسان متعدد، خوراک فکری لازم را در حوزه های مختلف برای مدیران و سیاستگذاران جامعه تامین می کنند.
فکر کردن در اصلاح فکر نوعی پیشداوری و گردن نهادن به عقلانیت پایه است و اتاق فکر، انقلابی برای فکرسازی در حوزه انسانی است که این انقلاب نشانه ای برای باشگاه فکرسازی است که هم در سطح فراگیر معنا دارد هم در زندگی روزمره مایه می گستراند. بنابراین اتاق فکر، مغزی برای اندیشیدن، ذهنی برای پرواز کردن و فکری برای گشودن است تئوری اتاق فکر برای کسانی است که دغدغه تفکر دارند و درصدند راهی برای ورود به اندیشه و خردمندی پیدا کنند.
فکر، پویشی روش مند وبی پایان است و در اثر تعامل ذهن و مغز پدیدار می شود و فلسفه راهی عقلانی و استدلالی برای ورود به عرصه فکر است فلسفه فکر، سفری از سطح به عمق است.
پدیده فکر و انسان نشان از عمق و بزرگی دارد و چون فکر انسانی، زیر ساخت وجودی او به شمار می آید و با مفهوم سازی نشانه ای از خود بر جای می گذارد از این رو نوشته یا گفته یا اشاره سه نسخه برای تبیین فکر می باشند.
در فکر، سه پرسش بنیادی وجود دارد چه کسی فکر می کند؟ چگونه فکر می کند؟ تا چه اندازه فکر می کند؟
در نهاد فکر، انسان هم می اندیشد، هم اندیشه سازی می کند و هم درباره اندیشه و اندیشیدن می پرسد و تصمیم می گیرد. فکر با حیرت شروع می شود و سپس با مفهوم سازی ساختارش قابل فهم می شود.
فکر در نهاد سکوت می روید بارور می شود و گشایش پیدا می کند. فکر هم سرچشمه آگاهی است و هم منشاء پدیداری آگاهی منطق فکر؟
منطق فکر نشانی از حقیقت فکر دارد که اهمیت فکر را می نمایاند. منطق فکری به نحوی ساده کردن فکر است که درست فکر کردن را به زیبایی بیان کند، چون فکر در این حالت در ملاحظات روشی توجیه می شود و به مقتضای منطق فکری از جدل، سفسطه، شعر خطابه در امان می ماند. منطق فکری کلید فهم هر آگاهی است که بدون آن نه پرسشی بنیادین آفریده می شود و نه انتظار آگاهی بنیادین انتظاری بایسته است. شکوفایی فرهنگی نیز نیازمند پدیده فکر و اندیشیدن است. ذهن هم مدل سازی می کند و هم در صدد ارزیابی مدل ها برمی آید و هم مسائل را در ساختار جدید به عمق و وسعت معنای می آراید فکر با روش و منطق فکری، مدل فکری می سازد. این مدل درصدد شکار ریشه و مسایل پایه است تا طبق آن آگاهی پایه پدیدار شود. این مدل، اصل را بر ساده سازی قرار می دهد تا مفهوم شی به روشنی نمایش داده شود. پدیده فکر همواره در حال تحول و تکامل است.
در فرآیند سازی، پرسش متدی اصلی کلیدی است که کمتر مورد هوش ورزی و تعمق جدی قرار گرفته است.
اصلاح فکر با پرسیدن آغاز می شود و با بازایستادن در معرض نابودی قرار می گیرد.
مانع اصلی اندیشیدن در بستر اجتماعی، مدیریت آموزش و پژوهش و سپس فرهنگ بیمار آموزشی و پژوهشی است در ایران هر سه مدیریت به دلیل فقر منطق آموزشی، پژوهشی و فرهنگی در سطح وسیعی سایه سنگین خود را بر این سامانه ها گسترانیده است. طبیعی است برای گذار از این مانع راه میان بری وجود ندارد و چاره ای جز مواجه شدن با آن نیست. در ایران مدیریت آموزشی، پژوهشی و به ویژه فرهنگی به گونه ای سازمان یافته است که اغلب فرآیند غیرفکری را دنبال می کند. به طوری که اغلب کپی برداری صورت می گیرد و کمتر نشانه های اندیشیدن در سرای دانشگاهی و پژوهشگاهی و نهادهای فرهنگی مانند فرهنگستان ها و موسسات علمی و فرهنگی یافت می شود.
برای احیای منطق اندیشیدن باید مدارس، دانشگاه ها، پژوهشگاه ها و فرهنگستان ها را جدی گرفت و آن ها را به صورت محسوسی در مواجه فکری قرار داد. مشکل این است که ما به دنبال نوآوری منهای فکرورزی و احیای عقلانیت آموزشی، پژوهشی و فرهنگی بدون اندیشیدن هستیم و اندیشه ورزی باید سرلوحه دانشگاه ها و پژوهشگاه ها، حوزه ها و فرهنگستان های ما قرار گیرد.
اتاق فکر، رودخانه ای همیشه جاری است و همواره ماهیتی این نه آنی می یابد فکر نیز پیوسته می روید و می میرد، بنابراین اتاق فکر، منطق فکر شفاهی و باشگاه فکرسازی است و به طور کلی با اتاق بحران مدیریت و اعمال استراتژی برای تحول و تکامل وضعیت موجود متفاوت است. این اتاق مکانیسمی برای تصمیم سازی فکری جهت تصمیم گیری عملی در حوزه انسانی است. فکر، قواعدی روش مند برای احیای آگاهی و پدیداری آگاهی است. این اتاق، راهبردی عقلانی و منطقی برای نهادهای فکرسازی، فکرورزی و بازسازی فکرها است.
این اتاق، بازوی مطالعات فکری و مشاوره مطالعاتی طراحان و مدیران ارشد حکومتی: آموزشی، پژوهشی و فرهنگی خواهد بود به طوری که در برنامه نویسی و برنامه سازی مفهومی و فکری نقش بایسته ایفا خواهد کرد و امکان نقدگرایی و پرسش آفرینی جریان می یابد.
اتاق فکر، استراتژی سیستمی برای فکرکردن است و در عین حال سیستمی بودن این اتاق، طرحی برای یکسانی و همسانی نیست و در قلمرو متفاوتی امکان ظهور می یابد.
اتاق فکر هم پیوندی به گذشته دارد و هم نگاهی به آینده دوخته است.
اتاق فکر، پایگاه فکرسازی و گشودن راهی نو برای منطق خودباوری و احیای فکر خودبنیاد بر پایه عقل خودبنیاد است.
اتاق فکر دو نقش کلیدی در برنامه سازی وبرپایی فکر خود بنیاد و فکر پایه ایفا می کند:
1- فکر سازی برای مفهوم آفرینی
2- گشودن گره های فکری که در فرآیند عمل رخ می دهد.
این اتاق راهی برای کارشناسی کردن منطق عملی پژوهش، آموزش، فرهنگ، رسانه و حکومت است تا هر کاری پشتوانه تفکر داشته باشد.
این اتاق دعوتی به فکرورزی و نشان دادن راهی برای فکرکردن است هرچیزی باید ماهیت سیستمی داشته باشد. در این فرایند هرچیزی توجیه فکری پیدا می کند و فکرکردن در سامانه زندگی، پایه هر وضعی قرار می گیرد.
تاریخچه کانون های فکر:
در اوایل قرن 20 (1915- 1910) مراکزی در اروپا و آمریکا تشکیل شدند که هدف عمده آنها ارائه مشاوره به دولت ها برد اما تاسیس کانون های تفکر به شکل رسمی به نیمه های قرن بیستم برمی گردد.
بعد از جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی آمریکا اولین کانون تفکر رسمی را با عنوان اندیشگاه رند در سال 1947 با هدف تدوین سیاست های نظامی تاسیس کرد. این اندیشگاه را کانون های تفکر جهان نامیدند. در دهه 1960 واژه کانون تفکر به شکل رسمی مورد استفاده قرار گرفت و هدف از ایجاد کانون های تفکر، ایجاد ارتباط بین دانش و قدرت بود از آن زمان به بعد تعداد کانون های تفکر در جهان رشد چشمگیری پیدا کرد.
وظائف نهادهای مولد اندیشه:
1- شناسایی، توصیف و صورتبندی دقیق مسائل موردنظر
2- ارزیابی نقادانه سیاست ها، برنامه ها و مسائل جاری و مسائل در شرف ظهور و ارائه دیدگاه های تحلیل گرایانه
3- تبدیل ایده های کلی و شکل نگرفته و پیشنهادهای خام، به سیاست ها و برنامه های دقیق و قابل اجرا در عمل
4- ارزیابی نقادانه سیاست ها و برنامه ها
5- فراهم آوردن زمینه برای مبادله سازنده اطلاعات و نظرات میان چهره های اصلی مشارکت کننده
6- شناسایی و تربیت نیروهای صاحب نظر در قلمرو تحقیقات مربوط به سیاستگذاری
7- انجام مطالعات تطبیقی و مورد تجربه کشورهای توسعه یافته و بررسی نقاط قوت و ضعف سیاست های آ‹ها
8- معرفی و عرضه نیروی کار ماهر به دولت مردان و سیاست گذاران
9- توضیح و تفسیر سیاست ها برای رسانه ها و افکار عمومی
10- بومی سازی سیاست ها و الگوهای اندیشه ای به دست آمده از ترازیابی ها و مطالعات تطبیقی
11- ایجاد اجماع بین مجریان
12- مطالعات آینده شناسی و آینده نگاری (Foresight)
ویژگی های کانون تفکر:
کانون های تفکر جهان ویژگی عمده دارند که آنها را از سایر سازمان های پژوهشی متمایز می سازند:
1- جمع اندیشی
2- تولید فرآورده های فکری و انتقال به مخاطب
3- معطوف بودن کوشش ها به مسائل روز
4- درگیر نشدن در مسائل اجرایی و تشریفات رسمی سیاستگذاری
5- نقد گفتمان وضعیت فکری و دانشی برای ساختن وضعیت و موقعیت فکری جدید
6- دعوت به موضوع خودباوری، خودآگاهی و فراهم سازی فکر خودبنیاد و فراهم نمودن منطق امکان خوداصلاحی
7- بوجود آوردن دغدغه فکرورزی و فکرسازی پایه جهت تصمیم سازی و تصمیم گیری
8- زیرساخت مدلهای طرح و برنامه ای و شیوه ای برای اعمال مدیریت فکری
9- باشگاه فکرسازی و راهی برای حاکمیت تفکر
10- هدایت ذهن جامع به سمت نوگرایی
11- کانونی برای فکرکردن و فکرورزی روشمند در خانه تاریکی
تشکیل اتاق های فکر راهبردی چندمنظوره
1- طرح مسئله
تفکر ساعه افضل من عباده سبعین سنه
با یک نگاه اجمالی به رون تحولات فرهنگی و سیاسی در سطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی، شاهد پیچیده تر شدن اوضاع و شرایط محیطی هستیم. حساسیت و اهمیت مطلب در شرایط کنونی به این جهت است که استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل در یک پیوند سیاسی و ایدئولوژیک، جنگ صلیبی علیه جهان اسلام را دامن زده و در رویارویی آشکار و علتی با محروم کردن ایران از حق طبیعی و مسلم دانش و فناوری هسته ای، اهانت به ساحت مقدس پیامبر (ص)، تخریب قبور ائمه (ع) و کشتار مسلمانان در فلسطین، عراق و افغانستان و... به دنبال تحقق اهداف و برنامه های خود در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ بوده و انقلاب اسلامی، بیداری مسلمانان و جهان اسلام را به چالش کشیده اند.
در چنین فضایی به طور طبیعی بالاترین، قویترین و برنده ترین سلاح، تقویت فرهنگ مقاوم «استقم کما امرت» انسجام و وحدت ملی است که می تواند ما را در چالش با دشمنان اسلام و رسیدن به اهداف نظام یاری نماید. از سوی دیگر در فرآیند رشد، توسعه و تکامل جامعه، روحیه خودباوری، اعتماد به نفس، اتکا به نیروها، امکانات و توانمندی های دالی، ارتقای سطح مدیریتی جامعه، نوآوری، خلاقیت و تقویت نهضت نرم افزای و تولید علم و در یک کلام تقویت کارآمدی نظام در ابعاد مختلف، مکمل حرکت بالنده و انقلابی امت اسلامی خواهد شد. این در حالی است که ملت ایران با آن پیشینه فرهنگ و تمدن تاریخی خود وبرکات پیروزی انقلاب اسلامی، استحقاق و ظرفیت دستیابی به رتبه جهانی را دارد و حداقل در چشم انداز 20 ساله نظام در منطقه باید این جایگاه برتر را احراز نماید. از طرف دیگر، غنای فرهنگی و استحکام مبانی و اصول دین مبین اسلام و تعالیم الهام بخش و هدایتگرانه اهل بیت (ع) و وجود نظریه پردازان علوم نظری و عملی در مراکز حوزوی و دانشگاهی، ایران را در جایگاه رفیع علمی و الهام بخش به جهانیان قرار داده است که استمرار این حرکت مبارک با رهبری داهیانه مقام معظم رهبری، ان شاء الله موجبات اعاده هویت و عزت جهان اسلام و تمدن اسلامی را فراهم خواهد آورد. به دنبال درج مطالب ارزشمند مقام معظم رهبری در خصو صنهضت علمی و نرم افزاری و بایدها و نبایدهای این حرکت بالنده و عظیم در صفحه معارف کیهان، به نظر رسید یکی از مهمترین راهکارهای عملیاتی کردن این رهنمودهای حکیمانه، تشکیل اتاق های فکر، در کنار مدیران فعلی به خصوص در سطح وزرای کابینه و حتی رؤسای سه قوه است. به گونه ای که در سازوکار اداره و رهبری جامعه در کنار هر مدیری در هر سطحی یک اتاق فکر به نحوی نهادینه شده و ساختاری در تشکیلات آن وجود داشته باشد و هیچ مدیری بدون مشورت و هماهنگی با اتاق فکر، اقدام به تصمیم سازی و یا اجرای تصمیمات متخذه ننماید.
2- کارکردهای اتاق فکر
به طور کلی تشکیل اتاق های فکر که تجربه موفق در تمامی کشورهای پیشرفته و توسعه یافته است، فواید و آثار ایجابی فراوانی را به شرح زیر در بر دارد:
1) اتاق های فکر در واقع اتاق نخبگان فکری، اندیشگان و استراتژیست هاست که با هدف احیای فکرسازی، فکرشناسی و راهکاری برای استراتژی فکرسازی به حساب می آید. به بیان دیگر شأن نزول و فلسفه وجودی اتاق های فکر، ایده پردازی، نظریه پردازی و تولید فکر و اندیشه در عرصه های مختلف مدیریتی و سطوح متفاوت آن است که مدیران باید آنها را عملیاتی نمایند.
2) یکی از مهمترین رسالت های اتاق های فکر تبیین رهنمودهای مقام معظم رهبری در عرصه های مختلف است که جهت عملیاتی کردن آنها، سازوکارهای اجرایی را بررسی و طرح ها و برنامه های لازم را تهیه و در اختیار مدیران سازمانی قرار می دهند.
3) از حیث مدیریتی اتاق های فکر به غنای مدیریتی و ارتقای سطح کیفی رفتار مدیران کمک شایانی نموده و کلیه طرح ها و برنامه های مدیران، با بررسی همه جانبه و تایید نخبگان فکری و مدیریتی انجام خواهد گرفت.
4) با دعوت و حضور کلیه مدیران قلبی در اتاق های فکر، گسست میان دوره جدید مدیریتی و دوره های قبلی از بین می رود و تمامی تصمیم سازی های جدید محصول تجارت مدیران قبلی و یافته های جدید مدیران با اندیشه و فکر نو خواهد بود.
5) از نظر تلطیف فضای تنش آمیز و تالیف قلوب، حضور مدیران قبلی در اتاق های فکر و یا برخی اصحاب فکر و اندیشه که بعضاً ممکن است از گروه ها و جریان های دیگر نیز باشند. شرایط اداره جامعه را به یک فضای مشارکتی تبدیل نموده که در پرتو آن دلها به یکدیگر نزدیک شده و فضای تنش آمیز و تقابل جای خود را به فضای صمیمیت و تقارب داده و تخاصم و کینه ورزی را به مصداق آیه شریفه: «رحماء بینهم» به رحمت و محبت تبدیل خواهد کرد.
6) از حیث تعامل با دنیای جدید و تمدم امروزی، اتاق های فکر، ضمن بحث و بررسی از آخرین یافته ها، افکار و اندیشه های مطرح در ابعاد مختلف کاری و دستیابی به آنها، تلاش نموده با شناخت دقیق و عمیق از مبانی، اصول و افکار فرهنگ بومی، آمیزه ای میمون و مبارک بوجود آورده که در آن ضمن تاکید بر هویت دینی و ملی و فرهنگ داخلی از محسنات افکار و دست آوردهای تجربی دنیای جدید نیز بهره برده و پایه های تمدن اسلامی را در ابعاد گوناگون مستحکمتر می نمایند.
7) اگر بپذیریم که هرگونه افراط و تفریط معلول جهل انسان می باشد و به فرموده علی (ع): لا یری الجاهل الا مفرطا او مفرطا. جاهل دیده نمی شود مگر در دو حالت یا افراط یا تفریط.
بنابراین تشکیل اتاق های فکر هر نوع گرایش و مواضعی را منوط به شناخت، فکر و اندیشه می نماید که در این شرایط دیگر جایی برای افراط گری باقی نمی ماند و اگر شدت و غلظت و قاطعیتی در این رابطه مطرح باشد یقیناً بر اساس شناخت دقیق و عمیق از مبانی، اصول و ارزشها خواهد بود. بنابراین خط مشی اعتدال در پرتو تشکیل اتاق های فکر تحقق عملی خواهد یافت.
8) اتاق های فکر در شرایطی که متغیرهای محیطی دائماً و به سرعت در حال تغییر و تحول است با بررسی های مستمر محیطی در عرصه داخلی ضعف ها و قوت ها و در صحنه خارجی فرصت ها و تهدیدها را مورد شناسایی قرار داده و براساس تجزیه و تحلیل های محیطی، راهبردهای سازمانی را برای مدیران خود، طراحی و ارائه می نمایند.
9) اتاق های فکر محیطی برای پرورش استعدادها و تربیت کادرهای سازمانی آینده خواهد بود و بستر بروز و ظهور چنین نیروهایی را فراهم خواهند ساخت.
10) تشکیل اتاق های فکر همچنین شیهه جمود و تحجر را در عمل نفی خواهد کرد زیرا در فرایند تولید فکر و اندیشه نه تنها بسته و تنگ نظرانه عمل نمی شود بلکه در چارچوب فرهنگ بومی، مصالح و منافع ملی تمامی کسانی که می توانند اثرگذار و اثربخش باشند و به غنای این روند کمک کنند در اتاق های فکر حضور پیدا می کنند.
موارد مذکور اهم کارکردهای اتاق های فکر یا اندیشگان است که در صورت نهادینه شدن در ساختارهای سازمانی می تواند موجبات اعتلا و خیر و برکت و الهام بخشی نهادهای سازمانی را در اداره جامعه، کل کشور، منطقه و جهان فراهم سازد.
ضرورت اتاق فکر حکومتی
مفهوم سازی و مفهوم ستانی
سید یونس ادیانی
نظریه فکر حکومتی مدل جدیدی در گفتمان فکرسازی بشر است که در صورت پدیداری، ادبیات آموزشی و پژوهشی رایج را به کلی متحول می سازد. در این مدل به جای دانشگاه ها، آموزشگاه های فکری جایگزین می شود و به جای پژوهشگاه های دانش حکومتی، پژوهش های فکر حکومتی به وجود می آید. در این منطق کسانی استاد و پژوهشگر حکومتی خواهند بود که دارای فکر حکومتی باشند و درصدد انتقال یا پژوهیدن آن برآیند. بنابراین لازم است به جای دانش پژوهی، فکرپژوهی حکومتی در دستور آموزش و پژوهش قرار گیرد و طبق آن کارگاه فکرپژوهی و فکرسازی به وجود آید تا بر جای کارگاه دانش شناسی حکومتی تکیه زند.
شناسایی
شناسایی فکر حکومتی مانند هر چیز جدیدی بسیار دشوار و در عین حال کاری ممکن در جهان واقع است. اتاق فکر حکومتی، مرکزی برای شناسایی فکرسازان و فکرپژوهان حکومتی است. در این مرکز حکومتی، فکرورزی روشمند برای مفهوم سازی و مفهوم ستانی در جهان واقعی و در حوزه انسانی صورت می گیرد. این مرکز بستری فراهم می آورد که احیای فکرپژوهی و فکرسازی روشمند در جامعه حکومتی ممکن شود و به نحوی در منطق بنیادین فکر حکومتی احیایی صورت گیرد. استراتژی فکر حکومتی در جستجوی احیای فکر بنیادین حکومتی است. این احیای فکری در دوره سکون یا آرامش به وجود نمی آید و در درون بحران ها، تعارض ها و بی ثباتی ها به وجود می آید.
مفاهیم بنیادین
در اتاق فکر حکومتی 3 مفهوم از مفاهیم کلیدی به شمار می آیند.
الف- مفهوم کارگاه فکرسازی حکومتی در کنار کارگاه دانشی
ب- مفهوم فکرپژوهی حکومتی در کنار پارادیم های مسلط دانشی
ج- مفهوم مساله سازی فکر حکومتی در کنار پارادیم های مسلط دانشی
ضرورت پژوهش فکر حکومتی در 3 پایه نهاده شده است:
1- فراموشی فکر حکومتی و در نتجه به فراموشی سپرده شدن انسان حکومتی
2- پیچیدگی فکرشناسی، فکرستانی، فکرسازی و فکرورزی حکومتی
3- پیچیدگی روابط انسانی در گفتمان های فکری و عرفی حکومتی
اتاق فکر حکومتی، 3 نقش کلیدی در حکومت و جامعه برپایه فکر خودبنیاد و فکر پایه ایفا می کند.
الف- شناسایی فکرسازان و کسانی که زمینه فکرسازی حکومتی دارند.
ب- فراهم آوردن امکانی برای فکرسازی و مفهوم آفرینی پایه طبق منطق بنیادین فکر حکومتی
ج- گشودن تاریکی های فکر حکومتی که اغلب در فرآیند عمل رخ می دهد.
ادبیات اتاق فکر
فکرپژوهی حکومتی، ادبیات جدیدی در ایران است که بر سیستمی بودن ادبیات فکری تاکید می کند. برای پیدایی فکرپژوهی لازم است فرهنگ سازی صورت گیرد تا با پشتوانه تحقیقات فکری اتاق فکر حکومتی یا پژوهش های فکر خودبنیاد حکومتی تاسیس شود. اتاق فکر حکومتی دیباچه ای برای «پژوهشکده فکر حکومتی» و «پژوهش های فکر بنیادین حکومتی» است.
ادبیات اتاق فکر مانند تئوری اتاق فکر حکومتی مساله ای جدید و نوبنیاد است. از آنجا که پدیداری ادبیات اتاق فکر حکومتی ساده تر است، احیای منطق فکر حکومتی ساده تر است، احیای منطق فکر حکومتی با ادبیات اتاق فکر حکومتی شروع شده است. ادبیات اتاق فکر گفتمان مسلطی دارد که از آن به گفتمان مفهومی یاد می شود. طبق این ادبیات با باید مفهوم سازی و مفهوم ستانی کرد یا به کلی گفتن و نوشتن را به فراموشی سپرد.
به تناسب موضوع
فکرپژوهی به تناسب موضوع فکری متفاوت است. موضوع فکر ممکن است مساله فکر حکومتی باشد که وظیفه اصلی پژوهش ها فکرشناسی حکومتی است. یا ساماندهی و بازسازی فکر حکومتی بر گونه جدید است که خود نحوه ای از خانه تکانی فکر حکومتی خواهد بود، یا حالتی برای فکرآفرینی حکومتی برپایه مفاهمه کردن با پارادیم های مسلط در جهان واقع است.
سیستمی بودن
اتاق فکر حکومتی استراتژی سیستمی برای فکرکردن حکومتی است. در عین حال سیستمی بودن این مرکز طرحی برای یکسانی یا همسانی نیست و در قلمرو متفاوتی امکان ظهور می یابد، در این صورت ممکن نیست از پژوهش های فکر بیگانه ای سخن گفت. چون دنیایی از فکرپژوهی به تناسب موضوع فکر وجود دارد. فکر منطقی، فکر ریاضی، فکر فلسفی، فکر اقتصادی، فکر دینی، فکر کشاورزی، فکر صنایع، فکر سیاسی، فکر اجتماعی، موسیقی، فکر رسانه و فکر فرهنگی و تمدنی در شمار پژوهش های فکر بنیادین هستند.
وضع بشری
اتاق فکر حکومتی، مرکزی برای فکرکردن و فکرورزی روشمند در خانه تاریکی هاست. این مرکز، نهادی برای فکرشناسان و فکرسازان حکومتی است که در فضای وضعی حال خانه کرده و نگاهی به گذشته و آینده دارد تا در خانه تاریکی ها روشنگری به وجود آید.
اتاق فکر حکومتی در وضع بشری به گونه ای تایک است و هر صورت بندی آن در مناسبت های فکرسازی می روید. چون هر فکری با سیاه چاله ای مواجه است که در استراتژی فکرسازی حکومتی به کندی روزنه ای از روشنایی به وجود می آید.
اتاق فکر حکومتی جایی برای گشودن تاریکی ها و دمیدن روشنایی هاست. از نظر این مرکز، جهان بشری سراسر سیاه چاله است و اندک اندک امکانات روشنایی یا فکرپژوهی و فکرسازی حکومتی پدیدار می شود.
اتاق فکر حکومتی از نظر ساختاری پیوندی به گذشته دارد و نگاهی به آینده دوخته است. در عین حال التفات عمده پژوهش های حکومتی تکیه کردن بر فضای وضعی و موقعیت حال است. طبق این اصل پژوهش های فکر حکومتی مرکزی برای فکرشناسی وفکرپژوهی بر پایه فکرسازی حکومتی است که در کنار آن دانش شناسی حکومتی صورت می گیرد. بنابراین فکرپژوهی، فکرشناسی، دانش شناسی و دانش پژوهی حکومتی فرع لازم برای احیای فکرسازی در پژوهش های فکرحکومتی هستند.
مرکز استراتژیست ها
اتاق فکر حکومتی مرکزی برای استراتژیست های فکر حکومتی است. در این مرکز استراتژیست های فکر حکومتی گرد هم می آیند تا بنیادی از فکرشناسی و فکرسازی حکومتی پدید آورند. استراتژیست های حکومتی هم فکرشناسان حکومتی را می یابند و هم فکر خودبنیاد حکومتی را دنبال می کنند و هم به احیای فکرپژوهی و فکرسازی حکومتی در نظریه های جامعه فکری کمک می کنند.
در اتاق فکر حکومتی 2 دغدغه عمده وجود دارد:
1- دغدغه فکر خودبنیاد حکومتی
2- دغدغه فکر کاربردی حکومتی
هر دو دغدغه فکر حکومتی به صورتی با نقد پارادیم های مسلط شروع می شوند و امکانات خود را در بحران ها، تعارض ها و بی ثباتی ها به تصویر می کشند. اگر نقد پارادیم ها بر گونه منطقی صورت نگیرد، گشودن سیطره های مسلط دانشی ممکن نمی شود و در نتیجه فکر خودبنیاد حکومتی در این سامان به ظهور نمی رسد.
مفاهمه
فکرپژوهی حکومتی با مفاهمه فکری در جهان واقعی صورت بندی پیدا می کند. اگر مفاهمه فکری صورت نگیرد، راهی برای گفتگوی افکار حکومتی به وجود نمی آید و در نتیجه گفتمان فکر حکومتی بنیاد نمی شود. واقعیت این است با مفاهمه فکری هم تعامل افکار حکومتی صورت می گیرد و هم امکانی برای سیستمی شدن فکرها بوجود می آید.
در پارادیم فکر حکومتی لازم است به اصولی توجه شود.
الف- بازسازی فکر حکومتی که در خودسازی فکرحکومتی ممکن می شود.
ب- بازاندیشی فکر حکومتی که در امکان مفاهمه فکر حکومتی نهفته است.
ج- فکرشناسی حکومتی که مطالعه و تامل در فضای وضعی و موقعیت های وجودی فکر حکومتی است.
د- فکر کردن در فکرهای حکومتی که چگونه فکر حکومتی به وجود آمده است.
نقد گفتمان وضعیت
فکرپژوهی حکومتی نقد گفتمان وضعیت فکری و دانشی برای ساختن وضعیت و موقعیت فکری جدید است. نقد وضعیت حکومتی با گشودن و فهم وضعیت شروع می شود. در فهم وضعیت لازم است با تعامل افکار، سیستمی بودن فکر حکومتی را دریافت کرد و بر سیستمی شدن آن افزود.
امکان فکرسازی حکومتی: فکرسازی حکومتی به 2 صورت ممکن می شود. یکی فکرسازی مناسبتی و دیگر فکرسازی استراتژی است. فکرسازی مناسبتی با صورت بندی فکر ممکن می شود. فکرسازی استراتژی، پویشی برآمده از ذهن و مغز خودبنیاد است.
فکرآگاهی و فکرپژوهی: گفتمان فکرسازی در اتاق فکر حکومتی با فکرآگاهی در اتاق فکر صورت بندی پیدا می کند. برای فکرسازی حکومتی باید گفتمان فکرپژوهی پیشه کرد تا در کنار کارگاه دانش حکومتی که نقش خدماتی برای فکرپژوهی ایفاء می کند، کارگاه فکرسازی حکومتی بر پایه مفهوم سازی حکومتی به وجود می آید.
پایگاه فکرسازی حکومتی
پژوهش های فکربنیادین حکومتی پایگاهی برای فکرشناسی، فکرسازی و گشودن راهی نو جهت خودباوری و احیای فکر خودبنیاد بر پایه عقل خودبنیاد حکومتی است. در این پایگاه حکومتی، نظریه های جامعه فکری در جامعه بشری راهی در درون سیاه چاله می یابد و تلاش می کند که برای هر چیزی توجیه فکری بیابد.
توجیه فکر حکومتی: در اتاق فکر حکومتی هر چیزی توجهی فکری می خواهد و توجیه دانشی یا هر توجیه جانبی دیگر نقش کلیدی در آن ایفاء نمی کنند. بر این پایه توجیه فکر حکومتی جای توجیه دانشی را می گیرد و منابع دانشی حکومت، قدرت تصمیم سازی در پژوهش های فکر حکومتی ندارند و توجیه فکری در پایگاه فکرسازی و فکرپژوهی و عقلانیت فکرحکومتی مبنای هر تصمیم سازی آغازی و پایانی در پژوهش های فکر بنیادین حکومتی است.
اتاق فکر و اعتمادآفرینی مخاطب

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  34  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 



خرید و دانلود دانلود مقاله اتاق فکر، نیاز امروز مراکز تصمیم گیری


+ سجاد پنج‌شنبه 25 شهریور 1395 12:20

دانلود مقاله Chotic بی نظمی

 

 

 

 

 

 

 

 

فرمت فایل: ورد قابل ویرایش

تعداد صفحات: 17

 

بی نظمی را با اتفاقی بودن اشتباه نگیرید :

 

ویژگی های موضوعات اتفاقی :

1-تجدید نشدنی و غیرقابل تولید دوباره

2-غیرقابل پیشگویی

 

ویژگیهای سیستم های بی نظم :

1-بی‌اختیار بودن (مثل حالتهایی که به همان حالتهای نهایی BUT منجر می شود و حالت نهایی برای تغییرات کوچک که با حالت نخستین بسیار متفاوت است)

2-بسیار مشکل یا غیرممکن بودن برای پیشگویی کردن

مطالعه سیستم های بی نظم اکنون یکی از رشته های موردتوجه و محبوب فیزیک است که در این زمینه تا قبل از اینکه کامپیوتر بتواند پاسخگوی مشکلات باشد اطلاعات کمی وجود داشت .

بی نظمی در خیلی از سیستم های فیزیکی دیده می شود برای مثال :

1-دینامیک سیالات (هواشناسی)

2-بعضی واکنشهای شیمیایی

3-لیزرها

4-ماشینهایی که می تواند با سرعت بالا ذره های ابتدایی را بسازد (شتابدهنده ها)

 

شرایط لازم و ضروری برای سیستم های بی نظم :

1-این سیستم ها دارای 3 متغیر مستقل دینامیکی اند

2-معادلات حرکت یا مسیر حرکت که غیرخطی می باشند

از معادلات یک آونگ که دارای حرکت میرا می باشد برای شرح دادن و ثابت کردن طرحهای بی نظمی استفاده می شود که دارای معادلات حرکت به صورت

 

می باشد . ما بجای این از یک شکل بدون بعد با معادله

 

استفاده می کنیم .

متغیرهای دینامیکی در معادله بالا عبارتند از t و  و  و دوره غیرطولی  .

ما قبلاً دیدیم که آونگ فقط برای نمادهای q و  و  بی نظم است که از این موضوع در مثالهای زیر استفاده می کنیم .

برای مشاهده آغاز بی نظمی (وقتی که  کاهش یافته) به مسیر حرکت سیستم در مرحله ای از فضا و فاصله گرفتن ذرات از هم توجه می کنیم که یکدفعه به صورت زودگذر محو می شوند . توجه کنید دوره دو برابر یا مضاعف بدست آمده قبل از آغاز بی نظمی ها است .

حالت منحنی های فضایی که دیدیم دومین مرحله از تمام سه مرحله‌ی حالتهای فضایی است که به طور کامل آونگ را توصیف می کند . این طرح ها جزئیات پیچیده سطح بی نظم آونگ را پنهان می کنند .

قسمت PoinCare قسمتی از سومین مرحله فضایی در یک قاعده ثابت  است . این ها آنالوگهایی برای دیدن پیشرفت حالت فضایی حالت آونگ می باشد که یک قسمتی از یک دوره با نیروی محرک می باشد . تناوب مسیر حرکت در یک مرحله انجام می شود و تناوب مضاعف شدن نیرو و نیز در 2 مرحله انجام می شود .

Attractors : سطوحی که آونگ در حالت حرکت در فضا از آن پیروی می کند و بعد از مسیر زودگذر ضعیف می شود .

یک Attractors در یک آونگ ثابت (بدون بعد حرکت) دارای یک نکته خاصی می‌باشد که  می باشد . یک Attractors تناوب آونگ یک خط منحنی می‌باشد که در اولین مرحله و سومین مرحله در فضای حرکت می باشد)

   


Attractor بی نظم گاهی Attractor قوی نامیده می شود که در این حالت اندازه ها بین 2 تا 3 می باشد



خرید و دانلود دانلود مقاله Chotic بی نظمی


+ سجاد پنج‌شنبه 25 شهریور 1395 10:14

 

 

 «فلو لا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعواالیهم‏». (1) به طورى کلى براى هر انسانى لازم است که داراى فکر نقادى باشد. قوه‏نقادى و انتقادکردن به معناى عیب‏گرفتن نیست. معناى انتقاد، یک شى‏ء رادر محک قرار دادن و به وسیله محک‏زدن به آن، سالم و ناسالم را تشخیص‏دادن است. مثلا انتقاد از یک کتاب معنایش این نیست که حتما باید معایب‏آن کتاب نمودار بشود بلکه باید هر چه از معایب و محاسن داشته باشدآشکار بشود. انسان باید در هر چیزى که از دیگران مى‏شنود نقاد باشد یعنى‏آن را بررسى و تجزیه و تحلیل بکند. صرف اینکه یک حرفى در میان مردم‏شهرت پیدا مى‏کند خصوصا که با یک بیان زبیا و قشنگ باشد دلیل بر این‏نیست که انسان حتما باید آن را بپذیرد و قبول بکند. به ویژه در امر دین وآنچه که مربوط به دین است، انسان باید نقاد باشد آنچه که در شبهاى گذشته راجع به احادیث بحث مى‏کردیم که پیغمبر فرمودآنچه را که از من مى‏شنوید به قرآن عرضه بدارید اگر موافق است بپذیرید واگر مخالف است نه، خود نوعى نقادى است. حدیثى است که من عین‏عبارات آن یادم نیست ولى مضمون آن یادم است که ائمه ما آن را از حضرت‏عیسى مسیح نقل کرده‏اند. تقریبا مضمونش اینست: شما که علم را فرا مى‏گیرید،اساس کار اینست که نقاد باشید یعنى قدرت انتقاد در شما باشد، کورکورانه‏تسلیم نشوید، خواه گوینده صالح باشد و خواه ناصالح در بین حدیث دارد: «کونوا نقادا». حدیث دیگر که فى‏الجمله از آن یادم هست راجع به اصحاب‏کهف است که داستان آنها در قرآن آمده است: «انهم فتیة ءامنوا بربهم و زدناهم‏هدى و ربطنا على قلوبهم‏» (2) ... معروف است که اینها صراف بوده‏اند،صیرفى بوده‏اند. این سخن را به این معنى گرفته‏اند که کار آنها صرافى بوده‏است. ائمه ما فرموده‏اند که در این نسبت که گفته‏اند اینها صراف طلا و نقره‏بوده‏اند، اشتباه شده است. نه، «کانوا صیارفة الکلام‏» صراف سخن بودند نه‏صراف طلا و نقره، یعنى مردمان حکیمى بوده‏اند، مردمان دانائى بوده‏اند وچون حکیم بوده‏اند وقتى حرفى به آنها عرضه مى‏شد، آن حرف رامى‏سنجیدند. تفقه در دین که در این آیه ذکر شده است:«فلو لا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین‏»مستلزم این است که انسان واقعا نقاد باشد و کار نقادى او به آنجا کشیده شودکه هر چیزى را که گفته مى‏شود و با امر دین تماس دارد بتواند تجزیه وتحلیل بکند. همین جمله‏اى که من دیشب نقل کردم و گفتم اخیرا معروف‏شده است و به حضرت امیرالمؤمنین نسبت داده‏اند: «لا تؤدبوا اولادکم...» ازباب تعبیر لفظى خیلى زیبا و قشنگ است، خیلى سازگار است روى همین‏جهت مى‏بینید یک مقبولیتى در میان افراد پیدا کرده است و هر کس در هرجائى این جمله را مى‏گوید. الآن حکایتى یادم آمد: من در سنین چهارده‏پانزده سالگى بودم که مقدمات کمى از عربى خوانده بودم بعد از واقعه‏معروف خراسان بود و حوزه علمیه مشهد به کلى از بین رفته بود و هر کس‏آن وضع را مى‏دید مى‏گفت دیگر اساسا از روحانیت‏خبرى نخواهد بود.جریانى پیش آمده بود که احتیاج به نویسندگى داشت از من دعوت کرده‏بودند. مقاله‏اى را من نوشتم. مردى بود که در آن محل ریاست مهمى داشت.وقتى آن مقاله را دید، یک نگاهى به سر و وضع من انداخت، حیفش آمد،دید که من هنوز پابند عالم آخوندى هستم شرحى گفت، نصیحت کرد که‏دیگر گذشت آن موقعى که مردم به نجف یا قم مى‏رفتند و به مقامات عالیه‏مى‏رسیدند. آن دوره از بین رفت، حضرت امیر فرموده است بچه‏تان رامطابق زمان تربیت کنید. و بعد گفت آیا دیگران که پشت این میزها نشسته‏اندشش تا انگشت دارند؟ و حرفهائى زد که من آن فکرها را از مغزم بیرون‏مى‏کنم. البته من به حرف او گوش نکردم. بعد رفتم به قم و مدت اقامتم در قم‏پانزده سال طول کشید. بعد که به تهران آمدم، اولین اثر علمى‏اى که منتشرکردم کتاب‏اصول فلسفه بود. آن شخص هم بعد به نمایندگى مجلس رسید و مردى باهوش و چیزفهم بود و در سنین جوانى احوال خوبى نداشت ولى بعد تغییرحالى در او پیدا شد. تقریبا در حدود هجده سال از آن قضیه گذشته بود که‏اصول فلسفه منتشر شد و یک نسخه از آن به دستش رسید و او یادش رفته‏بود که قبلا مرا نصیحت کرده بود که دنبال این حرفها نرو. بعد شنیدم که هرجا نشسته بود به یک طرز مبالغه‏آمیزى تعریف کرده بود. حتى یکبار درحضور خودم گفت که شما چنینید، چنانید. همانجا در دلم خطور کرد که توهمان کسى هستى که هجده سال پیش مرا نصیحت مى‏کردى که دنبال این‏حرفها نرو. من اگر آن موقع حرف ترا گوش مى‏کردم الآن یک میرزابنویسى‏پشت میز اداره‏اى بودم در حالى که تو الآن اینقدر تعریف مى‏کنى. غرض این‏جهت است که یک جمله‏هائى است که به ذائقه‏ها شیرین مى‏آید و مانندبرق رواج پیدا مى‏کند. اصلا همان طورى که بعضیها به وسائل مختلف‏برایشان پیش آمدهاى خوبى بروز مى‏کند و بعضیها هم بدشانس و بدبخت‏مى‏باشند، اگر ملاحظه کرده باشید جمله‏ها هم اینطور است. بعضى جمله‏هایک جملات خوش‏شانسى هستند. این جملات بدون اینکه ارزش داشته‏باشند مثل برق در میان مردم رواج پیدا مى‏کنند و حال آنکه جمله‏هائى‏هست صد درجه از اینها باارزشتر، و حسن شهرت پیدا نمى‏کنند. این جمله‏«لا تؤدبوا اولادکم باخلاقکم‏» جزء جملات خوش‏شانس دنیا است و شانس‏بیخودى پیدا کرده است. در مراد این جمله من دیشب اینطور عرض کردم:گو اینکه این جمله به این‏معنى و مفهومى که امروزیها استعمال مى‏کنند غلط است ولى یک معنا ومفهوم صحیحى مى‏تواند داشته باشد که غیر از چیزى است که امروزیها ازآن قصد مى‏کنند، و فرقى گذاشتم میان آداب و اخلاق که آداب غیر از اخلاق‏است. آن وقت آداب را دو گونه ذکر کردیم. ممکن است مقصود از آداب‏امورى باشد که در واقع امروز به آنها فنون مى‏گویند. علاوه بر اخلاق، علاوه‏بر صفات خاص روحى، علاوه بر نظمى که انسان باید به قواى روحى هرکس لازم و واجب است که یک سلسله فنون را یاد بگیرد، البته آنهم اندازه‏دارد یعنى فنى را باید بیاموزد که از آن فن یک اثر براى بشریت در جهت‏خیربرخیزد و ضمنا زندگى او را هم اداره بکند. در فنون است که انسان باید تابع‏زمان باشد. اگر «لا تؤدبوا اولادکم بآدابکم‏» بگوئیم درست است، یا «لا تؤدبوا اولادکم بفنونکم‏» حرف درستى است چون زندگى متغیر است،انسان نباید در اینجور چیزها جمود به خرج بدهد و همیشه بخواهد به اولادخودش آن فنى را بیاموزد که خودش داشته است در صورتى که ممکن است‏همان فن به شکل بهتر و کاملتر در زمان جدید پدید آمده باشد. مساله‏دیگرى که گفتم و بعد، از سؤالات آقایان معلوم شد که احتیاج به توضیح‏بیشترى دارد مساله آداب و رسوم است. آداب و رسوم هم بر دو قسم است.بعضى از آنها از نظر شرعى سنن نامیده مى‏شود یعنى شارع روى آنها نظردارد. شارع، آن آداب را به صورت یک مستحب توضیح داده است و نظر به اینکه اسلام‏هیچ دستورى را گزاف نمى‏دهد، امورى را که اسلام سنت کرده است ما بایدبه صورت یک اصل حفظ کنیم. مثلا دیشب در جواب سؤال یکى از آقایان‏عرض کردم اسلام براى غذاخوردن آدابى ذکر کرده است اسلام دین‏تشریفاتى نیست بلکه اگر آدابى را ذکر کرده، حساب نموده است. مثلا اگرمى‏گوید مستحب است «اطالة الجلوس عند المائدة‏» یعنى طول‏دادن نشستن‏بر سر سفره، مستحب است انسان غذا را زیاد بجود مستحب است بسم الله‏بگوید، مستحب است الحمدلله بگوید، مستحب است دست را قبل و بعداز غذا بشوید، اینها تشریفاتى نیست، حقایق است. اسلام به سلامت انسان‏اهمیت مى‏دهد، مى‏خواهد دندان، معده و اعصاب انسان سالم باشد. تنهابه جنبه‏هاى روانى نمى‏پردازد. آدمى که سر سفره با عجله غذا مى‏خورد،این خودش منشا مرض مى‏شود. این، یک حسابى است که به یک زمان‏اختصاص ندارد و براى تمام زمانها است اسلام مى‏گوید مستحب است لقمه‏را کوچک بردارید، مستحب است زیاد بجوید، مستحب است دست را قبل‏از غذا بشوئید. حدیثى است، نقل مى‏کنند که حضرت على (ع) مزرعه‏اى‏داشت. مردى است به نام «ابى نیزر» مى‏گوید روزى حضرت به مزرعه آمد،خودش کلنگ برداشت و در یک چاه فرو رفت، مدت زیادى در آن چاه عمل‏مقنى‏گرى انجام مى‏داد و خیلى هم به تندى کار مى‏کرد. یک وقت از چاه‏بیرون آمد در حالى که عرق از سر و صورت او جارى بود بعد فرمود آیا اینجاغذائى حاضر هست؟ گفتم بله، مقدارى کدو ست‏خدمتتان بیاورم؟ فرمودبسیار خوب، بیاور.حضرت برخاست و به سر نهر آبى رفت، دست‏خودش را با شن شست‏وقتى که خوب پاکیزه شد و خواست با دستهاى خودش آب بخورد گفت: «ان‏کفی انظف الآنیة‏» دو دست من تمیزترین ظرفها است. بعد با ست‏خودش‏آب خورد. این حساب نظافت است. مستحب است‏خلال‏کردن مستحب‏است مسواک کردن. اینها دیگر زمان و مکان ندارد. اما آنهائى که من عرض‏کردم زمان و مکان دارد. این نکته را توجه داشته باشید که بعضیها جمود به‏خرج مى‏دهند خیال مى‏کنند که چون دین اسلام دین جامعى است، پس‏باید در جزئیات هم تکلیف معنى روشن کرده باشد. نه اینطور نیست. یک‏حساب دیگرى در اسلام است. اتفاقا جامعیت اسلام ایجاب مى‏کند که‏اساسا در بسیارى از امور دستور نداشته باشد، نه اینکه هیچ دستور نداشته‏باشد بلکه دستورش این است که مردم آزاد باشند و به اصطلاح تکلیفى درآن امور نداشته باشند. از جمله حدیثى است به این مضمون: «ان الله یحب ان‏یؤخذ برخصه کما یحب ان یؤخذ بعزائمه‏» خیلى مضمون عجیبى است! خدادوست دارد در مسائلى که مردم را آزاد گذاشته است، مردم هم آزاد باشند.یعنى مسائل آزاد را آزاد تلقى بکنند، از خود چیزى درنیاورند. آنکه رخصت‏است را آزاد بدانند. امیرالمؤمنین مى‏فرماید: «ان الله حدد حدودا فلا تعتدوهاو فرض فرائض فلا تترکوها» یعنى خدا یک چیزهائى را واجب کرده است،آنها را ترک نکیند، یکى چیزهائى را هم ممنوع اعلام کرده است، به آنهاتجاوز نکنید «و سکت لکم عن اشیاء و لم یدعها نسیانا فلا تتکلفوها» (3) خدادرباره بعضى از مسائل سکوت کرده است، البته فراموش نکرده بلکه‏خواسته است که سکوت بکند و بندگانش در آن مسائل آزاد و مختار باشنددر آنچه که خدا مردم را آزاد گذاشته است‏شما دیگر تکلیف معین نکنید. پس آن موضوعى که عرض کردم یک سلسله آداب و رسوم در میان مردم‏هست که اگر آنها را انسان از طریق مثبت انجام بدهد، نه جائى خراب‏مى‏شود و نه جائى آباد، و اگر ترک هم بکند همینطور، مسائلى است که خدادر آن مسائل سکوت کرده است. بشر یک حالتى دارد که هیچ وقت از او جدانمى‏شود و آن این است که علاقه‏اى به بعضى از تشریفات دارد. یک رازى‏است در این مسائل. دیگر نباید گفت‏حتما باید این کار را بکند. این،مساله‏اى بود که من امشب لازم دانستم درباره آن توضیحى بدهم. امشب‏مى‏خواهم قسمتى از عرایضم را اختصاص بدهم به یکى از خلقهاى ثابت‏همگانى تغییرناپذیر و نسخ‏ناپذیر که زمان هیچ وقت نمى‏تواند در آن تاثیرداشته باشد و آن موضوع عبادت و پرستش است. یکى از حاجتهاى بشرپرستش است. پرستش یعنى چه؟ پرستش آن حالتى را مى‏گویند که در آن‏انسان یک توجهى مى‏کند از ناحیه باطنى خودش به آن حقیقتى که او راآفریده است و خودش را در قبضه قدرت او مى‏بیند، خودش را به او نیازمند ومحتاج مى‏بیند، در واقع سیرى است که انسان از خلق به سوى خالق‏مى‏کند. این امر اساسا قطع نظر از هر فایده و اثرى که داشته باشد خودش‏یکى از نیازهاى روحى بشر است. انجام ندادن آن، در روح بشر ایجاد عدم‏تعادل مى‏کند. مثال ساده‏اى عرض مى‏کنم: اگر ما کجاوه‏اى داشته باشیم وحیوانهائى، خورجینهائى که روى این حیوانها مى‏گذارند باید تعادلشان‏برقرار باشد. نمى‏شود یک طرف پر باشد و طرف دیگر خالى. انسان دروجود خودش خانه خالى زیاد دارد. در دل انسان جاى خیلى از چیزهاهست. هر احتیاجى که بر آورده نشود، روح انسان را مضطرب و نامتعادل‏مى‏کند همانطور که دیشب عرض کردم اگر انسان بخواهد در تمام عمر به‏عبادت بپردازد و حاجتهاى دیگر خود را برنیاورد، همان حاجتها او راناراحت مى‏کند. عکس مطلب هم این است که اگر انسان همیشه دنبال‏مادیات برود و وقتى براى معنویات نگذارد، باز همیشه روح و روان اوناراحت است. «نهرو» مردى است که از سنین جوانى لامذهب شده است‏در اواخر عمر یک تغییر حالى در او پیدا شده بود. خودش مى‏گوید من هم‏در روح خودم و هم در جهان یک خلاى را، یک جاى خالى را احساس مى‏کنم که هیچ چیز نمى‏تواند آن را پر بکند مگر یک معنویتى. و این اضطرابى‏که در جهان پیدا شده است، علتش اینست که نیروهاى معنوى جهان‏تضعیف شده است. این بى‏تعادلى در جهان از همین است. مى‏گوید الآن درکشور اتحاد جماهیر شوروى این ناراحتى به سختى وجود دارد تا وقتى که‏این مردم گرسنه بودند و گرسنگى به ایشان اجازه نمى‏داد که در باره چیزدیگرى فکر بکنند، یکسره در فکرتحصیل معاش و در فکر مبارزه بودند. بعد که یک زندگى عادى پیدا کردند (الآن) یک ناراحتى روحى در میان آنان پیدا شده است. در موقعى که از کاربیکار مى‏شوند تازه اول مصیبت آنها است که این ساعت فراغت و بیکارى‏را با چه چیز پر بکنند؟ بعد مى‏گوید من گمان نمى‏کنم اینها بتواند آن ساعات‏را جز با یک امور معنوى با چیز دیگرى پر بکنند. و این همان خلاى است که‏من دارم. پس معلوم مى‏شود که واقعا انسان یک احتیاجى به عبادت وپرستش دارد. امروز که در دنیا بیماریهاى روانى زیاد شده است، در اثر این‏است که مردم از عبادت و پرستش رو برگردانده‏اند. ما این را حساب نکرده‏بودیم ولى بدانید هست، حقیقتا هست: نماز قطع نظر از هر چیز طبیب سرخانه است‏یعنى اگر ورزش براى سلامتى مفید است، اگر آب تصفیه شده‏براى هر خانه لازم است، اگر هواى پاک براى هر کس لازم است، اگر غذاى‏سالم براى انسان لازم است، نماز هم براى سلامتى انسان لازم است‏شمانمى‏دانید اگر انسان در شبانه روز ساعتى از وقت‏خودش را اختصاص به رازو نیاز با پرودگار بدهد، چقدر روحش را پاک مى‏کند! عنصرهاى روحى‏موذى به وسیله یک نماز از روح انسان بیرون مى‏رود. در یک جلسه که راجع‏به عبادت صحبت مى‏کردم گفتم نگوئید اسلام دین اجتماعى است، اسلام‏دین اخلاق است. چطور؟ اسلام دین همه اینهاست. اسلام بالاترین حرف‏را درباره تعلیمات اجتماعى گفته است. مى‏فرماید:«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم‏الناس بالقسط‏» (4) تمام پیغمبران را فرستادیم براى اینکه در میان مردم عدالت اجتماعى پیدا بشود.اسلام براى اخلاق خوب بالاترین حرفها را زده است. مى‏فرماید«هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ءایاته و یزکیهم و یعلمهم‏الکتاب و الحکمة‏» (5) .ولى آیا اسلام که ارزش تعلیمات اجتماعى را اینقدر بالا برده، از ارزش‏عبادت چیزى کاسته است؟ ابدا، ارزش عبادت را هم یک ذره نکاسته است‏بلکه مقام عبادت را در مافوق همه اینها حفظ کرده است. از نظر اسلام‏سرلوحه تعلیمات، عبادت است. اگر عبادت درست باشد آن دو تاى دیگردرست مى‏شود و اگر عبادت نباشد آن دو تا واقعیت پیدا نمى‏کند. باور نکنیدکه یک کسى در دنیا پیدا بشود که در مسائل اخلاقى و اجتماعى مسلمان‏خوبى باشد ولى در مسائل عبادى مسلمان خوبى نباشد. ما براى آدم نمازنخوان‏چیزى از مسلمانى قائل نیستیم. امیرالمؤمنین فرمود بعد از ایمان به‏خدا چیزى در حد نماز نیست. پیغمبر اکرم فرمود نماز مثل چشمه آب گرمى‏است که در خانه انسان باشد و انسان روزى 5 بار در آن آب گرم شستشو بکند.«تعاهدوا امر الصلاة و حافظوا علیها» (6) (کلام امر است) یعنى رسیدگى به کار نماز بکنید، محافظت بر نماز بکنید.خداوند به پیغمبر مى‏فرماید:«و امر اهلک بالصلوة و اصطبر علیها» (7) به خاندانت دستور بده که نماز بخوانند، خودت هم بر نماز صبرکن یعنى نماز زیاد بخوان و آن را تحمل کن. «ان ربک یعلم انک تقوم ادنى من‏ثلثی اللیل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذین معک‏» (8) خدا مى‏داند که تو وافرادى که با تو هستند شبها بپا مى‏خیزید، عبادت مى‏کنید، خدا را پرستش‏مى‏کنید. «و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسى ان یبعثک ربک مقاما محمودا» (9) اى پیغمبر! قسمتى از شب را تهجد بکن (بر او واجب بود) شاید که خدابه این حال ترا به مقام محمود برساند. امکان ندارد انسانى انسان کامل بشودبدون عبادت و پرستش. پیغمبر، پیغمبر است و همان عبادتها و همان‏پرستشها و همان استغفارها. امام صادق مى‏فرماید پیغمبر در هیچ مجلسى‏نمى‏نشست مگر اینکه 25 بار استغفار مى‏کرد، مى‏گفت «استغفر الله ربى و اتوب‏الیه‏». على بن ابى طالب امیرالمؤمنین است به اینکه وجود جامعى است، هم‏زمامدار عادلى است و هم عابد نیمه‏شبى همان عبادتها به على آن نیروهاى‏دیگر نظیر روشن‏ضمیرى را داده بود نباید ارزش عبادت را فراموش کرد. «عدى بن حاتم‏» نزد معاویه آمد در حالى که سالها از شهادت مولا گذشته‏بود. معاویه مى‏دانست که عدى یکى از یاران قدیمى مولا است. خواست‏کارى بکند که این دوست قدیمى بلکه یک کلمه علیه حضرت سخن بگوید. گفت عدى! این‏الطرفات؟ پسرانت چه شدند؟ (عدى سه پسر داشت که در سنین جوانى دررکاب حضرت در جنگ صفین کشته شده بودند. مى‏خواست عدى راناراحت بکند بلکه او از مولا اظهار نارضایتى بکند.) عدى گفت در رکاب‏مولایشان على با تو که در زیر پرچم کفر بودى جنگیدند و کشته شدند. گفت‏عدى! على درباره تو انصاف نداد. گفت چطور؟ گفت پسران خودش رانگهداشت و پسران ترا به کشتن داد. عدى گفت معاویه! من درباره على‏انصاف ندادم، نمى‏بایست على امروز در زیر خروارها خاک باشد و من زنده‏باشم. اى کاش من مرده بودم و على زنده مى‏ماند. معاویه دید تیرش کارگرنیست. سبک این مرد این بود که وقتى مى‏دید کارش با خشونت پیش‏نمى‏رود، لین مى‏شد. گفت عدى! الآن دیگر کار از این حرفها گذشته است.دلم مى‏خواهد چون تو زیاد با على بودى یک قدرى کارهایش را برایم‏توصیف بکنى که چه مى‏کرد. گفت معاویه!! مرا معذور بدار. گفت نه حتماباید بگوئى. عدى گفت‏حالا که مى‏خواهى بگویم، آنچه را که مى‏دانم‏مى‏گویم. نه اینکه مطابق میل تو سخن بگویم بلکه حقیقت را مى‏گویم. گفت‏بگو. این مرد شروع کرد به صحبت کردن درباره على. گفت‏یکى ازخصوصیات او این بود: «یتفجر العلم من جوانبه و الحکمة من نواحیه‏» مردى‏بود که علم و حکمت از اطرافش مى‏جوشید. معاویه! على آدمى بود که درمقابل ضعیف، ضعیف بود و در مقابل ستمکاران نیرومند. با اینکه در میان مامى‏نشست و هیچ تکبرى نداشت و بدون امتیاز مى‏نشست اما خدا یک هیبتى از او دردل مردم قرار داده بود که بدون اجازه نمى‏توانستیم حرف بزنیم و... بعدگفت معاویه! من مى‏خواهم منظره‏اى را که به چشم خودم دیدم برایت‏بگویم. در یکى از شبها على را در محراب عبادت دیدم. دیدم مستغرق‏خداى خودش است و محاسنش را به دست مبارک گرفته مى‏گوید: آه آه ازاین دنیا و آتشهاى آن. مى‏گفت «یا دنیا! غرّی غیری‏». آنچنان عدى على راوصف کرد که دل سنگ معاویه تحت تاثیر قرار گرفت به طورى که با آستینش‏اشکهاى صورتش را پاک مى‏کرد. آن وقت گفت دنیا عقیم است که مانندعلى بزاید. و مناقب شهد العدو بفضلها و الفضل ما شهدت به الاعداء على مردى است که دشمنانش درباره فضل و فضیلت او گواهى دادند
عبادت نیازی پایدار در انسان
عبادت و پرستش نیازی پایدار در انسان (کتاب: مجموعه مقالات آیت الله شهید صدر
عبادات اسلامی،نقش بسیار مهمی در تربیت انسان ایفاء می‏کند،و احکام عبادات،بخش حساسی از وظائف شرعی،و رفتار الهی یک انسان متدین را در زندگی روزانه‏اش تشکیل می‏دهد.
نظام پرستش در آئین اسلام،نظامی است پایدار و ثابت.و با پیشرفت‏های مادی زندگی عمومی جز در مواردی ناچیز رابطه‏ای ندارد.یعنی اوضاع و احوال تکامل مادی در آن تاثیری بجای نگذاشته است.
در حالی که جنبه‏های دیگر آئین اسلام با روند تکاملی زندگی در حال تغییر و تحول دائم است.روش کار،و نحوه پیاده کردن آنها،با خصوصیات دگرگون شده زندگی همراه است. مثلا«نظام معاملات و پیمان‏ها و قراردادهای بازرگانی هماهنگ با سایر نیازها عوض شده است.
برای مثال انسان عصر فضا،همان گونه نماز و روزه‏اش را انجام می‏دهد و حج می‏گزارد که پدرانش در عصر آسیاب دستی برگزار می‏کردند.
درست است نسبت به تهیه مقدمات نماز،انسان عصر فضا با دوران‏های سابق خیلی فرق کرده است.مسافرت حج برای مسلمانان امروز وسیله هواپیما صورت می‏گیرد،ولی در گذشته شتر مهمترین نقش را در نقل و انتقالات بیابانی داشت.پوشش نماز امروزه وسیله کارخانه‏های تمام- اتوماتیک و چرخ‏های عظیم صنعتی صورت می‏گیرد،ولی در گذشته پارچه‏ها همه دست بافت بود.و همینطور...اما اعمال و خواندنی‏های عبادات،همه بیکسان پایدار مانده است، زیرا تشریع آنها و نیازی که بشر بآنها دارد و باعث آنها شده،پایدار است و ارزش تشریع آنها به هیچوجه با پیشرفت پیوسته انسان،در تسلط بر طبیعت و بهبود وسائل زندگی،قابل تغییر و دگرگونی نیست.
مقصود اینکه اسلام وظائف نماز،روزه،حج،زکات و دیگر عبادات را به صورت موقت نخواسته است،و هیچ گونه شرائط زمانی ندارد،بلکه این وظائف را کسانی که از وسائل فنی و تکنولژی جدید با استفاده از نیروی اتم،برخورد دارند،همان گونه انجام می‏دهند که انسانهای دوار گذشته،آنها که زمین را با وسیله شخم دستی کشت می‏کردند،انجام می‏داند.
از آنچه گذشت نتیجه می‏گیریم مسئله‏ای را که تشکیلات عبادات،پاسخ می‏دهد،یکی از نیازهای پایدار انسان است.نیازی که انسان آن را با خود آورده،و در اعماق شخصیت او ثابت است.و تکامل پیوسته زندگی نمی‏تواند در آن تاثیری بگذارد،زیرا پاسخ ثابت نماز و سایر عبادات،نشان دهنده نیاز ثابت به آنست و از اینجا این پرسش پیش می‏آید که:
آیا چه نیاز پایداری در زندگی انسان وجود دارد که از آغاز پیدایش انسان،دین نقش پاسخگوئی و تربیتی آن نیاز انسانی را به عهده گرفته است،و می‏خواهد نیاز زندگی انسان امروز را درست مانند نیاز زندگی انسان گذشته بیکسان پاسخ دهد و بر اساس پایداری این نیاز است که عبادات بر طبق احکام اسلام،تشریع گردیده است؟در نتیجه می‏خواهیم نقش مثبت عبادات را در زندگی انسان بررسی کنیم.
ممکن است در وهله اول به نظر آید چنین نیاز پایداری در زندگی مورد قبول نیست،و هر گاه بین زندگی انسان امروز و زندگی انسان‏های گذشته دور،مقایسه‏ای بعمل آید معلوم می‏شود یکنواختی انسان‏ها را به هیچوجه نمی‏توان پذیرفت،زیرا ما می‏بینیم انسان بطور دائم از اوضاع و احوال زندگی چادر نشینی و قوم و قبیلگی که بر اساس بت پرستی و افکار و اندیشه‏های محدود و متحجر بنا شده بود،به سرعت فاصله می‏گیرد و دور می‏شود.این دوری ملازم با دگرگونی‏هائی در نیازها و آرمان‏های انسان می‏باشد،و در نتیجه روش برآوردن نیازهایش نیز دگرگون می‏شود.بنابر این،عبادات چگونه می‏تواند با ساختمان یکنواخت و ثابتش،نقش واقعی را در میدان زندگی انسان با پیشرفت‏های سریع وسائل و افزارهای زندگی ایفاء کند؟
هر گاه عبادات مانند نماز،وضو،غسل،روزه و غیره در یکدوران زندگی برای انسان‏های بدوی مفید بود،بدلیل اینکه در تربیت‏خلق و خوی آنها تاثیر می‏گذاشت و الزام عملی برای حفظ نظافت بدن و لباسشان بود و می‏توانست آنها را از افراط در خوردن و آشامیدن باز دارد،ولی این هدف‏ها در زندگی انسان امروز،خود بخود انجام می‏گیرد و در برنامه زندگی یک فرد متمدن گنجانیده شده و از نظر رفتار اجتماعی این کارها را شخص خودبخود انجام می‏دهد. بنابر این دیگر نیازی به عبادات به صورتی که در زندگی انسان‏های گذشته دور،ضروری بود، نیست.عبادت‏ها دیگر نمی‏توانند نقش سازنده‏ای در تمدن بشر داشته باشند دیگر نمی‏توانند مشکلات تمدن امروز را حل کنند.

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   28 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود  دانلود مقاله عبادت و پرستش، نیاز ثابت انسان‏


+ سجاد پنج‌شنبه 25 شهریور 1395 09:27

 

 

 

علم اقتصاد که از قرن 16 میلادی در کشورهای اروپایی تکوین یافت از یک طرف در اثر

 

محدود بودن عوامل تولید ، رشد روزافزون جمعیت و افزایش نیازهای نا محدود و متنوع به

 

محصولات مختلف واز طرف دیگر در اثر پیشرفت تکنیکهای تولید وگسترش فعالیتهای

 

اقتصادی ، بیش ازپیش تکامل یافته است .اصولاً ارائه تعریفی از یک کار ساده ای نیست .علم

 

اقتصاد که امروز دارای قلمرو بسیار وسیعی است ازاین قاعده مستثنی نیست ولیکن بسیاری

 

از اقتصاد دانان در تعریف آن به مسئله کمیابی نهاده های تولید واختصاص آنها بین یک سری

 

فعالیتهای رقیب اشاره کرده اند (1-ص 17)

 

تولید بیشتر ، توزیع عادلانه تر ثروت ، به دست آوردن سطح معیشت بالاتر وتأمین زندگی

 

آسوده تر هدف عمومی جوامع امروز جهانند . قوایمادی ومعنوی افراد بشر ومنابع کره زمین

 

که خداوند آنها را برای استفاده بشر خلق فرموده ،برای رسیدن به اهداف اقتصادی واجتماعی

 

واجرای برنامه های رفاهی وانسانی باحداکثر سرعت ممکن تجهیز شده اند

 

هدف بشر در قرن بیستم بیشتر تأمین حداکثر نتیجه در حداقل مدت ممکن است (2- ص1)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1
اقتصاد کشاورزی شا خه ای از علم اقتصاد

 

ازآنجا که کشاورزی تأ مین کننده ضروری ترین ما یحتاج انسان یعنی مواد غذایی است وبا

 

توجه به اینکه مسئله کمیابی و نیازهاروز افزون به محصولات کشاورزی در این بخش نیز

 

وجود دارد لذا بایستی علم اقتصاد در کشاورزی نیز بکار گرفته شود به عبارت دیگر کار

 

اقتصاد در این بخش این است عوامل تولید ، مثل زمین و آب و... را به نحو مطلوبی بین

 

فعالیتهای مختلف زراعی ودامی اختصاص می دهد و بنابراین می توان گفت گفت اقتصاد

 

کشاورزی شاخه ای از علم اقتصاد است که از آن عوامل تولید کمیاب کشاورزی بین

 

محصولات مختلف آن تخصیص می یابد

 

بخش عمده ای اقتصاد کشاورزی درباره سیستم قیمتهاست از یک طرف تعیین قیمت عوامل

 

قیمت تولید واز طرف دیگر تعیین قیمت محصولات مختلفی مثل گندم ، ذرت ، جو

 

...وگوشت و تخم مرغ و... از جمله مهمترین وظایف اقتصاد کشاورزی تلقی می گردد

 


اقتصاد تولیدمحصولات کشاورزی

 

هر عاملی که در پروسه تولید بکار گرفته می شود به نهاده یا عامل تولید موسوم است که مهمترین آنها در فعالیتهای کشاورزی عبارتند از :

 

1-زمین یا سطح زیر کشت

 

2- نیروی کار اعم از خانوادگی ومزدبگیر

 

3- سرمایه در اشکال مختلف وبویژه ماشین الات مثل تراکتور و کمباین

 

4- آب

 

5- بذر

 

6- کود و سم
- نور خورشید
2

 

می توانیم منابع تولید را به چند دسته تقسیم کنیم

 

1- منابع ثابت و متغیر

 

2- منابع قابل ذخیره و غیر قابل ذخیره

 

عوامل تولید ثابت :

 

آن دسته از منابع است که مقدار مصرف آن بستگی به مقدار تولید ندارد مثل زمین زراعی

 

وساختمانهای احداث شده جهت پرورش دام

 

عوامل تولید متغیر

 

برخلاف عوامل تولید ثابت دسته ای از منابع تولید است که با سطح تولید رابطه مستقیم دارند

 

یعنی هرچه عوامل تولید بیشتر باشد تولید هم بیشتر می شود . مثل بذر در جریان تولید

 

محصولات کشاورزی که هرچه میزان بذر در یک قطعه زمین بیشتر باشد تولید هم افزایش می یابد(1- ص32)

 

منابع تولید قابل ذخیره

 

بعضی از عوامل تولید وجود دارند که می توان قسمتی از آنها را برای فصلهای کشت بعدی

 

ذخیره نمود . مثل سم وکود

 

منابع تولید غیر قابل ذخبره

 

بعضی از عوامل تولید اگر در یک دوره معین بدون استفاده نگهداری گردد ارزش تولیدی که

 

می توانست از آن قسمت بدست آورد از بین می رود

 

تأثیر تکنولوژی بر سطح تولید

 

تکنولوژی دانشی است که بوسیله انسان در جهت افزایش تولید بکار می رود . تبلور

 

تکنولوژی بذر اصلاح شده ، سموم برای آفات ، کود شیمیایی ، ماشین آلات کشاورزی و

 

 

 

3

 

شیوه های بهتر شخم و آبیاری و مانند آن است . هدف از به کار بردن آن ، بدست آوردن

 

محصول بیشتر از مقدار معین زمین ،کار وسرمایه است .

 

البته تکنولوی مسائلی چون پایین آمدن قیمت محصول کشاورزی ویا بیکاری نیز ممکن است

 

ایجاد کند ، به موازات بکاربردن یک تکنیک جدید هزینه تولید کاهش یافته ومقدار محصول

 

بیشتر وبا کیفیتی بهتر تولید می شود اگر تغییردر تقاضا روی ندهد قیمت محصول کاهش

 

خواهد یافت بدین گونه بخشی از فواید تکنولوژی از طریق کاهش قیمت ویا افزایش کیفیت

 

محصول عاید مصرف کننده می شود .(2- ص 136- 128)

 

به طورکلی کاربرد تکنولوژی مناسب درکلیه فعالیتها ازجمله فعالیتهای کشاورزی می تواند

 

باعث افزایش کارایی اقتصادی شود کاربرد تکنولوژی تولید به گونه ای بیشتر می کند که

 

بااستفاده ازهرسطح معین از عوامل تولید محصول بیشتری بد ست آید وهمچنین تولید با

سطح کمتری از عوامل تولید یا نهاده مقدار مشخصی محصول بد ست آید (1- ص50-49)

 

تکنولوژی جدید سبب افزایش بهره ورِ زمین می شود پیشرفت تکنولوژی در کشاورزی سبب

 

شده که خاک بعنوان یک ماده حیاتی به نحوی در جهت ارضاء نیاز های غذایی نسل کنونی

 

مورد بهره برداری قرارمی گیرد ودر عین حال ،منافع نسلهای آینده نیز در نظر گرفته شود
(2- ص 137)

 

تنوع وتخصص در کشت

 

با توجه به اینکه بخش کشاورزی در محیط متغیر اقتصادی وجوی قرار دارد مدیر کشاورزِ

 

باید به تخصص در کشت وتنوع در محصولات توجه نماید . تخصص در کشت زمانی

 

مطرح می شود که یک یا دو محصول اصلی در مزرعه کاشته شود ولی تنوع در کشت

 

زمانی است که چندین محصول اصلی در مزرعه کاشته شود

 

تخصص در کشاورزی همراه با پذیرش ریسک است بویژه آنکه شرایط بازار نامطمئن است
4

 

از سوی دیگر تنوع در کشت دارای یک سری مزایا ومعایبی است . اغلب این اظهار نظر

 

راباید درنظرگرفت که بسیاری از روستاها اشتغال به جزء در امر کشاورزی وجودندارند

 

وهمچنین مسئله بیکاری پنهان وفعلی نیز وجوددارد به همین دلیل وپرهیز از مسئله ریسک

 

،زارعین به تنوع در کشت اقدام می نمایند .

 

بطور خلاصه دلایل انتخاب تنوع در کشت محصولات کشاورزی عبارتست از:

 

1- کاهش یا اجتناب از ریسک

 

2- بکارگیری هرچه بیشتر عوامل تولید در مزرعه بخصوص نیروی کار موجود در سالهاِ

 

اخیر گرایش زارعین به سوی تخصص در کشت وهمراه با آن به سوی تنوع در منابع کسب

 

در آمد بوده است به بیان دیگر با استفاده از تکنولوژی بهتر وکاراتر به کشت محصولات

 

خاصی روی آورده ، منابع آزاد شده تولید رادر امور غیر زراعی بکار می روبرند در واقع

 

به راه های کسب درآمد بیشتری دست می یابند در ارتباط با مسئله تخصص وتنوع در کشت

 

اصل مزیت نسبی مطرح می شود که با استفاده از این اصل مسئله فوق بیشتر توضیح داده

 

می شود

 

کشاورزی پایدار

 

هنوز قشر عظیمی از مردم جهان بویژه در کشورهای در حال توسعه از فقر وگرسنگی رنج

 

می برند از این رو تأ کید دولتها وسازمانهای بین المللی روی توسعه پایدار وکشاورزی

 

پایدار است توسعه پایدار به زبان ساده توسعه ای است که در طول زمان ادامه داشته باشد

 

ونه تنها نیازهای نسل حاضر بلکه خواسته های نسل های بعدی رانیز در نظر داشته باشد از

 

آنجا که بخش کشاورزی بعنوان یکی از اساسی ترین بخشهای اقتصادی بسیاری از

 

کشورهاست وبدلیل نقش حیاتی این بخش در زندگی انسانها پایداری کشاورزی از جایگاه
ویژهای در توسعه پایدار برخوردار است وضع موجود منابع کشاورزی وتخریب منابع آن
5

 

که دراثر رشد روز افزون جمعیت وبکارگی تکنولوزیهای مدرن دراین بخش حاصل شده

 

حاکی از میزان اهمیت توسعه پایدار دراین بخش است (1-ص278)

 

کاربرد بهینه عوامل طبیعی تولید، مثل آب وخاک که از دیرباز مورد توجه اقتصاددانان

 

کشاورزی بوده بایستی با در نظر گرفتن منافع همه نسلها صورت گیرد (1- ص 279)

 

ازانواع مطلوب سیستمهای تولیدی وتکنولوژی مناسب باشرایط محیطی همچنین نوع ومقدار

 

سموم وکودهای شیمیایی بنحوی که به شرایط طبیعی آسیبی نرساند ازاهم موضوعات است

 

هرچند که استفاده از چنین تکنولوژی اینیز قادر به تأمین مواد غذایی تمام مردم نخواهند بود (1-ص 280)

 

شاخص های پایداری

 

در صورتیکه هدف دستیابی به کشاورزی پایدار باشد باید شاخص هایی در دست باشد که

 

براساس آنها بتوان میزان میزان دستیابی رااندازه گیری نمود این شاخص عبارت

 

استازمعیاری برای اندازه گیری جنبه های خاصی از استفاده از محیط زیست یاجامعه است

 

نقش شاخص در واقع قابل فهم کردن سیستمهای پیچیده است (1- ص 281)

 

بااستفاده از شاخص های کشاورزی پایدار بایستی نحوه قابل زیست بودن فعالیتها کشاورزی

 

، سطح رفاه زارعین ومصرف کنندگانوهمچنین رفاه حیوانات اندازه گیری شود

 

درمجموع این شاخص ها در بر گیرنده سه مقوله است که عبارتند از :

 

1- نهاده ها : شامل زمین وسایر عوامل تولید ، تکنولوژی مزرعه وامور مدیریتی

 

2- ستاده ها : تأ ثیرمحصولات کشاورزی برروی کیفیت محیطی آب وخاک ، آب وهوا وسایر عوامل محیطی

 

3- سیاستها : سیاستهای کشاورزی ومحیطی که ممکن است با اثر گذاشتن روی فعالیتهای

 

4- کشاورزی نهایتاً محیط زیست راتحت تأ ثیر قرار دهند

 


6
تقاضا

 

رابطه بین قیمت یک کالا اعم از نهاده یا محصول ومقادیر تقاضاشده از آن کالا تحت عنوان

 

قانون تقاضا اید می شود گرچه بجز قیمت محصول مورد نظر عوامل دیگری نیز بر

 

تقاضای محصول موثرند ولِی اقتصادانان قیمت محصول رامهمترین عامل مؤثر می دانند

 

قانون تقاضا بیان می کند که بین قیمت ومقدار تقاضاشده یک رابطه معکوس وجود دارد .

 

اگر قیمت یک کالا افزایش یابد مقدار تقاضاشده کاهش خواهد یافت وبالعکس (1-ص179)

 

بطور کلی قانون تقاضا برمبنای دو واقعیت استوار شده :

 

1- وقتی قیمت یک کالا افزایش می یابد مقدار تقاضا شده ازآن کاهش می یابد که این

 

کاهش تحت تأثیر دو اثر متفاوت که در اقتصاد به نام های «اثر درامدی »

 

2- و«اثرجانشینی » موسومند ، است

 

3- ودیگری که قانون تقاضا راتحت تأثیر قرار می دهد قانونی به نام « نزولی بودن مطلوبیت نهایی » است (1- ص 180)

 

اثر جانشینی :

 

وقتی قیمت یک محصول افزایش می یابد کالای دیگری را مصرف کننده جانشین این محصول

 

می کند که به آن در اقتصاد « اثر مارشال » می گویند گر چه مهمترین عامل درتابع ،تقاضا

 

قیمت محصول مورد نظر است ولی عوامل دیگری نیز وجود دارند که تقاضا راتحت تأثیر

 

خود قرار می دهند که مهمترین این عوامل1-سلیقه مصرف کننده 2- تعداد مصرف کنندگان

 

1- درآمد نقدی 4- قیمت سایرکالاها 5- انتظار مصرف کننده از سطح قیمت محصول ونیز درآمدش در آینده (1-ص190-189)

 

در تقاضا به خواست مصرف کننده وهم به مقدار محصولی که فرد می خرد وهم قیمت

 

آن توجه می شود . در مورد تقاضا هر قدر سطح قیمت کالا پایین باشد مقدار تقاضای

 

مصرف کننده به همان اندازه بالا خواهد بود (2 – ص 27)
7

 

کشش«حساسیت » تقاضا :

 

حساسیت تقاضا عبارت از در صد تغییر درمقدار تقاضاشده از یک محصول در اثر

 

درصد تغییر معینی درقیمت همان محصول است البته سایرشرایط ثابت فرض می شود (1- ص 216-215)

 

همچنین درقیمت می توان گفت نسبت عکس العمل یاتغییرات مقدار تقاضا به تغییرات

 

سطح قیمت (2- ص31)

 

تقاضای غیرحساس «کشش ناپذیر» : اگر در صدکاهش در قیمت محصول همراه

 

بادرصد افزایش کمتری در مقدار تقاضا شده از همان محصول باشد بنحوی که درآمد کل

 

کاهش یابد در این صورت تقاضا راکشش نا پذیر گویند (1- ص 216-215)

 

کشش نا پذیری مطلق : یعنی تقاضا نسبت به تغییرات قیمت حساسیتی نشان ندهد
(2- ص26)

 

عوامل موثر برکشش تقاضا

 

1- هر چه کالایی دارای جانشین های بیشتری باشد حساسیت تقاضای آن بیشتر خواهد

 

بود به عبارت دیگر اگرزارعین سعی نمایند قیمت بالاتری راپیشنهاد دهند خریدارن

 

به طرف کالاهای فروشندگان دیگر می روند

 

2- حساسیت قیمتی تقاضا برای برای محصولات کشاورزی درسطح خرده فروشی بزرگتر

 

از سطح مزرعه است این امر عمدتاً به خاطر تفاوت در قیمت های نسبی بین دو بازار

 

یابه عبارت دیگر به دلیل ارزش افزوده به محصول بین دو بازار است

 

3- هر چه کالا یا خدمتی سهم کمتری از بودجه خانواده را به خود اختصاص می دهد

 

تقاضا برای آن نیز دارای حساسیت کمتری خواهد بود ، مثل نمک

 

4- تقاضا برای کالاهای ضروری نسبت به کالاهای لوکس کشش پذیر است
(1- ص224)
8

 

با استفاده ازنمودار ذیل کشش تقاضا در هر نقطه به دو عامل بستگی دارد

 

1- عکس شیب منحنی تقاضا در آن نقطه 2- موقعیت نقطه انتخاب شده برروی

 

منحنی مربوط

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


1- رابطه شیب منحنی تقاضا با کشش آن :

 

کشش تقاضا رابطه عکس با شیب منحنی تقاضا دارد وبر طبق این اصل شیب منحنی

 

های تقاضا برای محصولات کشش پذیر ملایمتر از محصولات کشش نا پذیر است

 

والبته این زمانی صادق است که واحدهای انتخاب شده بر روی محورهای منحنی تقاضا

 

که باهم مقایسه می شوند یکسان باشد

 

الف) اگر منحنی تقاضا برای محصول کاملاً کشش پذیر باشد در این صورت منحنی موازی

 

محور های افقی است

 

مثلا تقاضا برای چوب را در نظر می گیریم

 

 اگر قیمت چوب زیاد باشد از آن فقط در ساختن اشیاء تجملی مثل منبت کاری و ...
استفاده می شود

 

اگر قیمت چوب اندکی پایین بیاید از آن علاوه بر اشیاء قیمتی در ساختن مبل و
صندلِی ومیز تحریر استفاده می شود

 

 اگر قیمت آن باز هم پایین بیاید در ساختن اشیاء عادی مثل درب وپنجره استفاده
میشود
9

 


 اگر باز هم قیمت چوب تنزل پیدا کند از آن به عنوان هیزم استفاده می گردد

 

در نتیجه منحنی تقاضا برای محصول (چوب)دارای شیب ملایمی خواهد بود

 

ب) اگر تقاضا برای محصول مطلقاً کشش ناپذیر عمود بر آن خواهد بود

 

مثلاً تقاضا برای تریاک رادرنظر بگیرید تریاک فقط یک مصرف دارد ودر نتیجه منحنی تقاضا

 

برای محصول (تریاک) دارای شیب کاملاً عمود بر محور افقی است (3- ص29- پ1و2 )

2- رابطه موقعیت نقطه انتخاب شده برروی منحنی تقاضا باکشش آن :

 

کشش تقاضا باموقعیت نقطه انتخاب شده برروی منحنی رابطه مستقیم دارد

 

مثال: اگر فرض کنیم واسطه ها نسبت ثابتی به قیمت محصولات می افزاید منحنی تقاضا برای

 

محصول در مزرعه ومغازه موازی هم هستند ولی منحنی تقاضا در مزرعه پایین تر است

 

 

 

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله   23 صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود دانلود مقاله      کلیات علم اقتصاد


+ سجاد پنج‌شنبه 25 شهریور 1395 09:27

 

 

هنر منبت کاری
یکی از ظرایف‌ صنایع‌ دستی ایران که‌ چونان دیگر انواع این‌ صنعت پر پیشینه تلفیق بلیغی از‌هنر و حوصله محسوب میشود دست‌ اندر کاران آن از مواد اولیه یی‌ ارزان و فراوان ‌محصولاتی‌ گران بها با ارزش‌های مصرفی‌ و هنری فوق العاده‌ بالا به‌ وجود می‌آورند صنعت ‌منبت کاری‌ است‌ که‌ از گذشته هایی‌ دور در ایران رواج داشته و علیرغم‌ بی‌ دوا چوب در ‌برابر عوامل‌ جوی، در کاخها، صندوقچه ی روی‌ مقابر، منابر مساجد و... که‌ از روزگاران قدیم‌ ‌به جا مانده دلیل خوبی‌ بر گستردگی‌ این‌ هنر و رونق‌ در رواجش‌ در ایران می‌باشد. ‌
منبت کاری‌ هنری است‌ مشتمل بر حکاکی‌ و کنده کاری‌ بر روی‌ چوب بر اساس نقشه یی‌‌دقیق. این‌ تعریف‌ اصولی‌ منبت کاری‌ است‌ که‌ در وحله ی اول‌ هیچ خاطره یی‌ را زنده نمیکند ‌و غیر از یک‌ تعریف‌ معمولی‌ کتابت‌ شده هیچ چیز دیگری را به‌ ذهن‌ متبا در نمینماید در ‌حالیکه چوبهای منبت کاری‌ شده هر کدام نمونه‌ ی خوبی‌ از احساس، ادراک و اندیشه ی ‌پدید آوردند گانش‌ می‌باشد.
تاریخچه منبت کاری‌ همانند بقیه ی هنرها و صنایعی که‌ بنیانگذار آن مردم‌ عادی‌ بوده‌اند و‌در امان جوامع‌ پراکنده ی بشری متولد شده و رشد کرده‌ چندان روشن‌ نیست و به‌ درستی ‌نمیتوان گفت این‌ هنرصنعت از چه‌ زمانی‌ ابداع شده و رواج یافته. اما آنچه مسلم است‌ ‌چوب به‌ عنوان فراوانترین‌ ماده‌ ی اولیه ی موجود در طبیعت جزو نخستین موادی‌ است‌ که‌ ‌توجه‌ بشر را به‌ خود جلب کرده‌ و برای ساخت‌ و پرداخت‌ انواع وسایل‌ مصرفی‌ و هنری مورد ‌استفاده‌ قرار گرفته. بنا به‌ اسناد و مدارک‌ موجود منبت کاری‌ در ایران متکی به‌ سابقه یی‌ ‌بیش از هزار و پانصد سال است‌ و حتی عده یی‌ از محققان به‌ صراحت‌ اظهار نظ‌ر نموده‌اند که‌ ‌قبل از ظهور ساسانیان نیز منبت کاری‌ در ایران رواج داشته، ولی‌ هیچ بازمانده ی تاریخی که‌ ‌این‌ ادعا را اثبات کند در دست‌ نیست. ‌
قدیمیترین‌ اثر منبت موجود که‌ تاریخ‌ نیمه ی اول‌ قرن سوم هجری قمری را دارد یک‌ لنگه‌در چوبی‌ متعلق به‌ مسجد جامع‌ عتیق شیراز است‌ که‌ در دوره‌ ی عمر و بن‌ لیث صفاری‌ ‌ساخته شده و دارای زیر سازی‌ از چوب تبریزی می‌باشد و روی‌ آن با خلال هایی‌ از چوب گردو ‌و نقوش پر ضلعی بسیار زیبایی‌ زینت شده و بعد از آن باید یک‌ سر در منبت کاری‌ شده ‌از چوب کاج را مورد اشاره‌ قرار داد که‌ ساخت‌ قرن چهارم‌ هجری قمری است‌ و روی‌ آن با ‌ظرافت‌ کامل‌ خط‌وط کوفی‌ با قط‌ری حدود سه‌ سانتی متر کنده کاری‌ شده است‌. بعد از ظهور ‌اسلام و با توجه‌ به‌ شیوع روحیه ی ساخت‌ مراکز و مساجد اسلامی‌، هنرمندان ایرانی‌ جزو ‌اولین کسانی‌ بودند که‌ تمامی‌ توان و استعداد خویش‌ را صرف تزئین مساجد کردند و به‌ ‌موازات هنر نمایی‌ معماران، کاشیکاران سنگتراشان، گچبرها و... منبت کاران نیز جذب ‌فعالیت در این‌ زمینه شدند و آثاری‌ به‌ وجود آوردند که‌ متاسفانه‌ امروزه‌ نمونه‌های زیادی‌ از ‌آنها در دست‌ نیست ولی‌ به‌ اتکای همان باقیمانده های ناچیز میتوان گفت آنچه برای تزئین ‌مساجد و به‌ شکل منبر، رحل‌ قرآن و در و پنجره ساخته شده نمونه‌ ی بسیار ارزنده یی‌ از ‌ذوق‌ و هنر ایرانیان است‌. ‌
در دوره‌ ی صفویه‌، با توجه‌ به‌ اینکه ساخت‌ ابنیه ی مذهبی و نیز کاخهای سلطنتی در ایران‌افزایش‌ چشمگیر و محسوسی‌ یافت‌ عده ی زیادی‌ از هنرمندان به‌ اصفهان که‌ مرکز کشور بود ‌و اکثر ابنیه ی مورد اشاره‌ در آن احداث می‌شد روی‌ آوردند و تجمع این‌ هنرمندان در یک‌ ‌نقطه‌ که‌ تبادل‌ تجربیات از اولین برآیندهای آن بود باعث‌ شد تا آثاری‌ ماندنی‌ و اعجاب انگیز ‌به وجود آید. ‌
به دنبال حمله ی افغانها به‌ ایران و پس‌ از آن درگیریهای سیاسی‌ که‌ عرصه را بر هر نوع‌فعالیت سازنده یی‌ محدود می‌گردد هنرمندان و صنعتگران منبت کار تدریجا پراکنده و ‌جذب مشاغلی غیر تخصصی شدند و آن عده یی‌ هم‌ که‌ هنوز به‌ کار اشتغال داشتند و با ‌سماجت‌ می‌کوشیدند تا جلوی مرگ این‌ هنر صنعت ارزنده را بگیرند مجال چندانی‌ برای ‌فعالیت در رشته ی هنری و صنعتی خود نداشتند. در این‌ زمان، آباده‌ (از توابع‌ استان ‌فارس‌) تنها مرکز تجمع منبت کاران کشور به‌ حساب می‌آمد و جز این‌، در هیچ جای دیگر از ‌کشور پهناورمان نشانی‌ از منبت کاران و منبت کاری‌ دیده نمیشد.
بعد از سقوط سلسله ی قاجاریه‌، مردم‌ که‌ از واگذاری‌ بدون‌ قید و شرط کشور توسط‌‌حکومتگران به‌ بیگانگان به‌ تنگ آمده و جستجو گر راهی‌ برای بازگشت به‌ ازرش‌های ‌فرهنگی و صنعتی خویش‌ بودند، علیرغم‌ حکومت‌ کودتا که‌ سعی در حفظ روابط‌ و ضوابط‌ ‌پیشین داشت‌ بسیاری‌ از معیارها را در هم‌ ریختند و بدیهی است‌ که‌ در چنین شرایط‌ی‌ ‌هنرمندان و صنعتگران و اهل‌ حرفه‌ نیز نقشی بزرگ‌ داشتند. در همین رابط‌ه‌ استاد احمد ‌صنیعی و استاد علی مختاری‌ که‌ جزو معدود باقیماندگان استادان منبت کار بودند به‌ تهران ‌آمده و ضمن جدی گرفتن حرفه‌ ی منبت کاری‌ به‌ تربیت شاگردانی‌ جهت احیا و حفظ هنر و ‌صنعت آبا واجد ایشان پرداختند و تاسیس سازمان صنایع‌ دستی ایران به‌ عنوان حافظ‌ و ‌نگاهبان صنایع‌ سنتی و بومی‌ وسیله ی دیگری بود که‌ باعث‌ شد تا عده یی‌ در زیر چتر حمایت‌ ‌آن گرد آمده و مانع‌ مرگ منبت کاری‌ در ایران شوند. ‌
هم اینک شهر آباده‌ در استان فارس‌ و شهر گلپایگان در استان اصفهان مرکز اصلی منبت‌کاری‌ محسوب میشود و جز این‌ در شهر بوشهر نیز عده یی‌ به‌ منبت کاری‌ اشتغال دارند و در ‌دیگر نقاط کشور هم‌ به‌ طور پراکنده منبت کاری‌ رایج‌ است‌.
منبت کاران ایرانی‌ با بهره گیری از انواع چوب که‌ به‌ راحتی و با قیمت ارزان از داخل‌ کشور‌قابل‌ تهیه است‌ و به‌ کمک ابزار کاری‌ بسیار ساده‌ و ابتدایی‌ که‌ از چند قلم و اسکنه ی فلزی ‌تجاوز نمیکند با صبر و حوصله یی‌ در خود ستایش‌ ذهنیات خود را که‌ اکثرا نیز منبت از ‌ارزش‌های اصیل اسلامی‌ و ایرانی‌ است‌ و به‌ شکل خط‌وط کوفی‌ و نقوش اسلیمی، ختایی‌ و ‌گل و مرغ و... متجلی میشود به‌ منصه ی ظهور میرسانند و علاوه‌ به‌ درهای مسجد و ‌زیارتگاهها، صندوق‌های روی‌ مقابر و ساخت‌ انواع رحل‌ و منبر در اندازه‌های مختلف که‌ نمونه‌ ‌ی آنها را در اکثر مساجد و زیارتگاههای کشور میتوان دید به‌ تهیه و تولید وسایل‌ مصرفی‌ ‌نیز اشتغال دارند و محصولاتی‌ نظ‌یر قاب عکس، قاب آئینه جعبه ی قاشق‌ و چنگال، ‌سرویس‌های رومیزی اداری‌، انواع ظروف‌ و... تولید می‌کنند که‌ خریداران و مصرف کنندگان ‌زیادی‌ دارد.

تاریخچه استفاده از چوب و هنرمنبت کاری
«با نگاهی به پیشینه ی تاریخی این هنر در شهر ارومیه»
شاید کسی به درستی نداند که هنر منبت چوب از چه زمانی شروع شده و برای رسیدن به تکامل چه مسیرهایی را طی کرده است اما روشن است که سابقه و تاریخ منبت کاری در ایران جدا از تاریخ مصرف چوب نمی باشد و پژوهشگری که می خواهد به ریشه و سابقه ی صنایع چوبی دسترسی داشته باشد به طبع مجبور است روند استفاده و کاربرد چوب را مورد مطالعه قرار دهد ولی لازم به ذکر است که تاریخ مصرف چوب نیز در ایران چندان گویا نبوده و اسناد و مدارک که دال براین امر باشد چندان در دسترس نیست.
«اما آنچه از خلال نوشته های جسته گریخته ی محققان ، مورخان و باستان شناسان می توان استنباط کرد ،حاکی از آن است که در ایران عصر حجر استفاده از چوب معمول بوده و بنا به نوشته ی« گیرشمن » مردم بومی ایران که قرن ها قبل از مهاجرت آریایی ها در ایران می زیستند،در حدود 4200سال قبل از میلاد مسیح برای ساخت خانه های محیط اطراف خود از چوب استفاده می کرده اند و نقش یک لوح ی متعلق به 3000سال قبل از میلاد در شوش به دست آمده نشان می دهد استفاده از چوب برای ساخت وسایلی نظیر نردبان در این دوره رواج داشته است.
همچنین قطعه چوبی که در یکی از مقبره های متعلق به 5000سال قبل در اطراف شهرستان فسا به دست آمده و نوع آن توسط آزمایشگاه چوب شناسی دانشکده جنگلداری گلخونک(با استناد به تحقیقات انجام شده توسط دکتر رضا حجاری این نوع درخت که جزو گیاهان همیشه سبز است ،هنوز هم در مناطق مختلف استان فارس می روید)تشخیص داده نشان می دهد که در آن زمان ایرانیان از چوب برای ساخت ابزار مختلف استفاده می کرده اند.
در اکتشافات باستان شناسی تپه چراغعلی نیز ماکت گاو آهنی بادیرک بلند به دست آمده که نشان دهنده استفاده از چوب در ساخت گاو آهن و سایر وسایل کشاورزی می باشد .افزون براین،مطالعه و نوشته های مورخینی مانند «هرودوت» «گزنون»و«کنت کورث» با وجودی که پیرامون دوره ی مادها اطلاعات زیادی به دست نمی دهد،ولی در مورد دوره های هخامنشیان کاملا؛ گویاست.چنانکه« گرنفون» در مورد سلاح جنگی ایرانیان به نیزه هایی که از چوب درخت سنجد ساخته شده بود اشاره کرد و متذکر شده است:ایرانیان برای فتح«سارد» از ارابه های چند محوری بزرگی که وسط آن برجی برای استقرار تیراندازان وجود داشته استفاده کرده اند. درهمین دوره،به غیر از ابزار جنگی ،برای امور کشاورزی ،کشتی سازی و خانه سازی نیز از چوب استفاده می شد .نقش یک گاواهن که مربوط به 400سال قبل از میلاد مسیح(اواخر دوره هخامنشیان) می باشد به خوبی نحوه ی استفاده از چوب در کشاورزی را نشان می دهد.
پاره ای از محققان نیز اظهار کرده اند که :بعضی ازپوشش تخت جمشید چوبی بوده و براثر آتش سوزی از بین رفته است و گروهی دیگر صریحا؛ اظهار نظر کرده اند که برای سقف بندی کاخ های شوش و تخت جمشید از چوب سدر لبنان استفاده شده است «گزنون» ضمن اشاره به کشتی سازی ایرانیان ، به پل های چوبی ساخته شده برروی دریای سیاه نی اشاره کرده و حتی کشتی سازی ایرانیان،به پل های چوبی ساخته شده برروی دریای سیاه نیز اشاره کرده و حتی مدعی شده است در ایران باستان ساختن و استفاده از نوعی اسکی چوبی هم متداول بوده است.
از دوره ی سلوکی ها مدرک قابل توجهی در دست نیست اما در دوره ی اشکانیان جز در مواردی مانند تیر و کمان سازی،سایر صنایع آنان و از جمله صنایع چوبی از دوره ی هخامنشی عقب تر بوده است. با این وجود و علی رغم آن که معماری این دوره به پای معماری دوره های قبل تر نمی رسیده ،استفاده از چوب در ساختمان ها کاملا؛ رواج داشته و نکته ی قابل توجهی که در معماری ساسانیان دیده می شود استفاده از کلاف های چوبی در میان دیوارهاست که ظاهرا؛ به منظور استحکام بخشیدن به دیوارها انجام می شد و اقتباسی از نحوه معماری رومیان و به روایتی دیگر معماری یونانیان بوده است.
اقدام مهم دیگری که در دوره ی ساسانیان انجام می شده استفاده از چوب برای قالب سازی سقف و گنبد های ابنیه است که به وقت خود انقلابی در معماری محسوب می شده و امروزه نمونه ی ان را می توان در ساختمان بقعه ی بی بی شهر بانو که تقلیدی از معماری ساسانیان است ملاحظه نمود.اسلوب صنعتی ساسانیان ، بعد از ظهور اسلام ،بدون هیچ تغییری به خدمت ساخت و پرداخت در و پنجره ی ابنیه مذهبی و مساجد و معابد ومسلمانان درآمد و هنرمندان ایرانی ،دراین دوره شاهکارهایی از خود برجای گذاشتند. برای نمونه درها و منبر مسجدی که ابومسلم خراسانی در نیشابور ایجاد کرد و بعدها به وسیله ی عمروبن لیث صفاری تکمیل گردید قابل اشاره است این شیوه که تا ظهور سلجوقیان (1059 میلادی) درگوشه و کنار کشور ادامه داشت .تقریبا؛شکل عوض کرد و گواین که متاسفانه نمونه چندانی از هنر ـ صنعت چوب این دوره در دست نیست. ولی با توجه به دو قطعه از یک منبر که ساخت قرن دوازدهم میلادی یعنی حدود اواخر دوره ی سلجوقیان است و هم اینک در موزه ی «متروپولتین» نگهداری می شود ، می توان گفت در این دوره تزئین چوب با گل و بوته های برجسته و فرورفته (چیزی شبیه به منبت کاری فعلی) رواج داشته .کمااینکه برروی یکی از قطعات یاد شده کتیبه یی چند سطری به خط کوفی و طرح هایی گیاهی حکاکی شده و برروی قطعه دیگری که قسمتی از چهار چوب منبر است ،طرح های درشت نخل ،نام وقف کننده و تاریخ سال 456 هجری قمری کنده کاری شده است.
ادامه ی صنعت منبت کاری به دوره چنگیز و تیمور نیز کشیده و چون از این دوره ها آثار نسبتا“ بیشتری در دست است، به راحتی می توان شاهد ترکیب نقوش ایرانی با طرح های چینی بود. از صنایع چوب این دوره ، منبر مسجد نائین که تاریخ 711 هجری قمری را دارد و بااشکال هندسی و برگ های مدور تزئین شده و نیز صندوق مرقد حضرت عبد العظیم در شهر ری قابل اشاره است .در نیمه ی دوم قرن چهاردهم میلادی میلادی(قرن هشتم هجری قمری)صنعت چوب ایران ،بخصوص در ترکستان غربی به درجات بالایی از لحاظ فنی و هنری رسید ویک رحل چوبی که هم اینک در موزه ی«متروپولتین» موجود است نمونه ی بسیار خوبی از منبت کاری این دوره ه حساب می آید و برروی آن علاوه بر نام دوازده امام،نام سازنده ی آن حسن بن سلیمان اصفهانی و تاریخ ذیحجه ی سال 761 هجری قمری حک شده است.درعصر تیموریان ، شیوه ی صنعتگری دوره ی مغول ها ادامه یافت و از نمونه های خوب این دوره یک جفت در متعلق به نیمه ی دوم قرن پانزدهم میلادی (قرن نهم هجری قمری)قابل اشاره است که در موزه ی «متروپولتین» نگاه داری می شود.رویه ی این دولنگه در ، به قطعات مربع تقسیم و داخل هر کدام نیز تقسیمات دیگری شده و تزئینات آن عبارت است از اشکال هندسی و برگه های ظریفی که معمولا“ تذهیب کاران دروه تیموری از آن ها استفاده می کردند .نمونه مشابه این دوره تابوتی است در مدرسه ی طراحی« رپرویدانس» که به احتمال قوی در رمضان 877 هجری قمری «فوریه 1473» در مازندان ساخته شده و دارای تزئینات یاد شده است(حسن بیگی ـ 1365)
«کهن ترین درب چوبی منبت کاری شده اکنون در موزه ی (اکبر آباد)هندوستان حفظ می شود این درب متعلق به کاخ سلطان محمود در غزنه است.در موزه های ایران نیز چند درب چوبی متعلق به قرن های چهارم و پنجم هجری موجود است کنده کاری این دربها به صورت شاخ و برگ و کتیبه های مختلف با آیه های قران مجید است مطالعه ی دقیق این درب های چوبی نشان می دهد که هنر منبت کاری و هنر گچ بری از نظر موضوع تزئینات زیاد اختلاف نداشته اند در حقیقت همان تحولی که از دوره ی ساسانیان تا دوره اسلامی در گچ بری ها دیده می شود در کنده کاری چوب نیز به چشم می خورد .آثاری از چوب های منبت کاری شده در دوره های پیش از اسلام در دست نیست و آثاری که از منبت کاری دوره ی اسلامی باقی مانده متعلق به بناهای مذهبی است.
در دوره ی زند و قاجار هنر ظریف منبت کاری از رونق افتاد . ساختن درب های منبت یا قطعات بزرگ جای خود را با اشیاء ،کوچکتری مانند رحل و قاب آیینه داد.درعصر حاضر هنر منبت کاری همچنان رواج دارد و در گوشه وکنار ایران هنرمندان بسیاری بدان مشغولند اما متسافانه رفته رفته استفاده از نقوش اصیل که شامل طرح های اسلیمی و ختایی یا گل و بوته است رو به فراموشی می رود و طرح های خارجی جای آنها را می گیرد.اگر این شیوه به همین شکل ادامه یابد،هنر منبت کاری ایران در مقایسه با منبت کاری کشورهای هند پاکستان و تایلند عقب خواهد ماند(ستاری محمد ـ 1368) بیشتر هنرهایی که با چوب ساخته می شوند به دورترین دوره ی تاریخ کشورمان می رسد،ولی چون چوب با سپری کردن زمان پوسیده و از بین می رود،نمونه های قابل ارائه ای که گویای پیشینه و سابقه ی این هنر باشد به دست مانرسیده است.هنر منبت یا هرچوب منبت کاری شده دارای فرهنگ و ذوق سرشار ملتی را بیان می کند که هرگز زور ،زورگویان هیچ یک از اقوام نتوانسته آن را به نابودی سوق دهد و به عبارتی هرکدام از هنرها و صنایع دستی حکایت از استقامت در مقابل ناملایمات و گواه سرزندگی و غرور راستین آن ها در برابر تهاجمات ضد فرهنگی بیگانگان است.علاوه برهنر زیبا و ظریف منبت کاری،ریزه کاری چوب از جمله صنایع دستی پررونق شهرهای ارومیه و سسندج بوده و اساس آن روکش کردن قطعات چوبی آماده شده براساس طرح مورد نظر است.محصولات ریزه کاری چوب بسیار متنوع بوده و شامل انواع سینی ،شکلات خوری ،قاشق ،زیر سیگاری ،ظروف میوه و … می شود. پس می توان می گفت:منبت کاری یا کنده کاری ،هنری است شامل برجسته کاری و مشبک کردن چوب براساس نقشه ای دقیق و حساب شده .این دست ساخته ها که از لحاظ حسن تناسب و هماهنگی شکل و رنگ و تزئین ،ستودنی است نمودار گرایش ساکنان این مرز وبوم به زیبایی و خلاقیت با در نظر گرفتن ضروریات و لوازم زندگی است.
«صنعت و هنر ریزه کاری چوب در آذربایجان رونق و رواج شایسته ای (داشته)ودارد و اگر چه تولیدات فعلی به دلیل برخورداری صنعتگران از بازار مناسب فاقد ویژگی های لازم می باشد و اکثر تولید کنندگان شهری به جای خلق آثار ارزشمند هنری ترجیح می دهند محصولاتی مشتری پسند ارائه دهند،با این وجود هنوز در محلات پراکنده شهر ونیز در قسمتی از مناطق روستایی تولید کنندگان (وهنرمندانی)یافت می شوند که صبر و هنرشان را پشتوانه ی ساخت فرآورده های ظریف هنری و مصرفی کرده اند»(حسن بیگی -1365)
اطلاعات تاریخی و باستان شناسی اشاره دارد که روزگاری(حدود هزاره اول ق .م)این منطقه(آذربایجان غربی)پر از جنگل و درخت بود.بااستناد به حکله سارگون دوم در 800ق.م برعلیه دولت اورارتو که به منطقه اشنویه اشاره دارد می توان دریافت که استفاده از چوب می توانست به عنوان ماده اولیه نه تنها در ساخت بنا ها و ابزار آلات مورد استفاده در زندگی روزمره بلکه در ارائه هنرهای چوبی نقش اساسی را داشته باشد.من باب مثال در خنجر یافته شده از تپه حسنلو آثاری از چوب های مثلثی شکل که در شبکه های تزئینی دسته خنجرفوق به کار گرفته شده،یاد کرد.دراین میان اگرچه آثار هنری قابل ملاحظه ای به عنوان هنر منبت در دست نیست اما یکی از کارهای قابل توجه ،درب چوبی منبت کاری شده ی کلیسای طاطا وس یا قره کلیسا واقع در روستایی به همین نام در شهرستان چالدران ،از توابع استان آذربایجان غربی است که مربوط به در ساختمان اصلی و قدیمی کلیساست.به گفته ی کارشناسان ،این در چوبی مربوط به دوره ی قاجاریه و زمان سلطنت عباس میرزا است که نزدیک به 130سال از عمر آن سپری می شود.
گفتنی است در سال های قبل حدود 35 سال پیش, ارامنه تبریز برای حفاظت بیشتر آن را به موزه ی ارامنه در تبریز انتقال دادند.
با توجه به شواهد و مطالعات میدانی در این پژوهش و با استناد به گفته ی شفاهی هنرمندان و استاد کاران و همچنین نظر کارشناسان می توان گفت :که در منطقه ی آذربایجان غربی خصوصا“ ارومیه هنر منبت کاری از سالیان دور«نزدیک به یک و نیم قرن پیش » در این خطه از سرزمین ایران نیز رواج داشته ،که اکنون به مرحله ی تکامل خود رسیده است.با ذکر این نکته مهم که در ابتدای کار ،صاحبان حرف با نازک کاری «ریزه کاری» برروی چوب که از دیر باز معمول بوده،درمیان هنرمندان و هنر دوستان از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده اند.

 

چوب آذربایجان
معمولا“هنرمندان منبت کاردر این منطقه برای خلق یک اثر چوبی اغلب از چوب گردو استفاده می کنند.
عمده ترین ماده اصلی در منبت کاری ،چوب و چوب گردو مناسبت ترین چوب برای منبت کاری است.
از خواص چوب گردو می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-دارای تنوع رنگ است.
-مقاوم است.(خوش مغار می باشد).
-دارای بافت ریز و محکمی است.
-دارای الیاف منظم و نامنظم ونقوش زیباست.
-خاصیت هم کشیدگی متوسطی دارد.
-از خانواده پهن برگان می باشد.
-به خوبی رنگ و لاک می پذیرد.
-خوش رنگ و خوش جنس است.
در منبت کاری از سایر چوب ها نیز استفاده می شود.مثل چوب راش که البته کیفیت رنگ آن به پای گردو نمی رسد و بیشتر برای کارهای درشت مثل تاج مبل به کار می رود. چوب گلابی نیز به علت عدم تنوع رنگ و نداشتن قطعه های بزرگ کمتر مورد استفاده قرار می گیرد.

 

طرز تهیه و خشک کردن چوب
بیشتر منبت کاران ارومیه چوب مورد نیاز خود را در پاییز و زمستان یعنی زمان برش درختان از سنندج خریداری می کنند.چون که چوبهای منطقه ی سنندج خوش رنگ و خوش جنس هستند.لذا برای ساخت اشیاء چوبی به مراتب مناسب تر از چوب های دیگر می باشند.بعد از تهیه چوب که به صورت الوار می باشد آن را ورقه ورقه کرده وسپس خشک می کنند معمولا“ خشک کردن چوب به دوصورت انجام می گیرد:
1-به صورت مصنوعی که به وسیله ی دستگاه بخار خشک می شود.
2-به صورت طبیعی،که در این روش چوب ها را در محلی قرار می دهند که هوا جریان داشته باشدآفتاب مستقیم نباشد(در سایه باشد)و بین چوبها باید فاصله ای ایجاد کنند تا جریان هوا در حرکت باشد،معمولا“ برای این کار از چوب دستک استفاده می کنند.
عموما“ مدت زمان خشک شدن چوبها بستگی به ضخامت آن دارد.حداکثر خشکی چوب 20% می باشد ،بین 20تا30درصد چوب احتمال ترک بیشتری دارد. استادکاران مراحل خشک شدن را به صورت تجربی تشخیص داده و با دست زدن به چوب و صدای آن خشکی چوب را می فهمند.

 

وسایل وابزار منبت کاری
مغار :وسیله ای است برای تراشیدن چوب ،واندازه های مختلفی دارد که این اندازه ها براساس پهنای مغار تعیین می شود.درموقع کنده کاری باید انحنای شیب دار مغار به سمت کار باشد.

 

انواع مغارکبریتی:
«مغار کبریتی:نازک ترین مغار است .نوک آن یک میلی متر پهنادارد وبرای کندن سطوح صاف بکار می رود.
2-مغار تخت یا صاف:از این مغار برای شیب دادن و کندن سطوح صاف استفاده می شود.
3-مغار نیم باز:تیغه این مغار کمی انحنا دارد.داخلش نسبت به مغار تخت کمی گود است.دارای دهانه ای باز می باشد و برای ایجاد قوس و سطوح شیب دار بکار می رود که با مغار صاف امکان پذیر نیست.
4-مغار گلویی یا کیلویی:برای ایجاد انحناهای عمیق استفاده می شود.این مغار نیم باز گودی بیشتری از مغار باز دارد و شیب آن تندتر است.
5-مغار شفره:مقطع این مغار به شکل « v » است و برای ایجاد خط بین دو سطح که نسبت به هم زاویه دارند یا عمود هستند بکار می رد وهم چنین طرح را از زمینه جدا میکند« محمد ستاری -1368»

 


چکش:
«از چکش برای ضربه زدن به مغار استفاده می شود.جنس چکش در گذشته از چوب و اکنون از چوب ویا پلاستیک فشرده می باشد.البته بعضی از منبت کاران چکش چوبی را خود ساخته و به طرفین سرآن لاستیک نازک می چسبانندوبه چهار دلیل منبت کاران از چکش چوبی یا لاستیکی استفاده می کنند.
1-به خاطر اینکه هنگام ضربه زدن به مغار باعث می شود ضربات کمتر صدا داشته باشد .
2-دسته مغار خراب نشود و آسیب نبیند.
3-وزن آن سبکتر از چکش فلزی است و باعث می شود تا منبت کاران کمتر خسته شوند.
4-چون سرچکش چوبی بزرگتر است راحتر می توان کار کرد.
به چکش چوبی تخماق نیز گفته می شود که لغتی ترکی می باشد.«(حمید طوجی -1380)
سوهان:شکلهای مختلفی دارد و برای ساییدن چوب و سایر موادمورد استفاده قرار می گیرد.
1-سوهان دوسرصاف:این ابزار برای ساییدن چوب بکار می رود.
2-سوهان دوسر کچ:جاهای گود را با این سوهان صاف می کنند.
3-سوهان سه پهلو سه گوش:برای صاف کردن و تراش دادن قسمت های مورد نیاز به کار می رود.
4-سوهان نیم گرد.
6-سوهان دوکاردی

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  24  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید



خرید و دانلود  دانلود مقاله منبت کاری در ارومیه